آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

استادم بانو فاطمه می فرمایند :
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩۳
 

سبوی ولایت

 

بود حوضی در ازل در نزد یار

می‌خروشید از خُمش نزد نگار:

ای نگارا، می‌‌خور خُمّم کجاست؟

باده‌خوار از باده‌ی جامم کجاست؟

گفت: خالی‌ات کنم من، ای سبو

می‌کنم خالی، تو را در دو گلو

هم گلوی فاطمه(سلام‌الله‌علیها)، هم همسرش(علیه‌السلام)

دو نگین، یک تاج وحدت بر سرش

تاج وحدت بر سر آن دو نگار

هر دو محو وصف و ذات کردگار

هر دو سائل بر سبوی حوض یار

حوض کوثر، نام کردش گلعذار

حوض کوثر، خُم ربّانی بوَد

احمدش(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بر او به حق، بانی بوَد

او که خود از ذات "هو" گردیده مست

بر سر حوضش ببرده هر دو دست

دست اول، دست محبوبش علی(علیه‌السلام) است

مستی می، از دو چشمش منجلی است

دست دوم، دست زهرایش(سلام‌الله‌علیها) بوَد

امّ هستی، مادر بابش بوَد

مست کرده از می‌اش مولا علی(علیه‌السلام)

تا بباشد مظهر اسم ولیّ

با ولایت، باب علمش وا شود

علم از ذات خدا پیدا شود

خود، مدینه گردد علم ذات را

هم علی(علیه‌السلام) گردد به شهرش "بابُها"

باب علم احمدی، حیدر(علیه‌السلام) بوَد

ساقی‌اش بر ساغر کوثر بوَد

ساغر علمش، به زهرا(سلام‌الله‌علیها) بسپرد

مستفیض ساغرش زهرا(سلام‌الله‌علیها) شود

مست، جانش از می دل‌بر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) شود

باده‌نوش جام، با حیدر(علیه‌السلام) شود

علم حق را در تعیّن آورد

عین ثابت را به أعیُن آورد

او شعور و شعر و هم شاعر بوَد

غیر اگر شاعر بوَد، کافر بوَد!

 

15ذی‌القعده 1428 ، 5/9/1386

            سرکار خانم میرزایی ( لطفی آذر )

منبع : پایگاه اطلاع رسانی استاد فاطمه میرزایی (لطفی آذر)

 www.saehat.net

 


 
comment نظرات ()
 
نامه‌ی خواندنی یک روزنامه نگار مسیحی به بانوان مسلمان
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ آذر ۱۳٩۱
 
پایگاه خبری تحلیلی زنان‌پرس:این نامه‌ای‌ست که جواَنا فرانسیس، روزنامه‌نگار و نویسنده‌ی آمریکایی در  بحبوحه‌ی جنگ میان رژیم صهیونیستی و لبنان خطاب به زنان مسلمان نوشته شده  است. این متن، ترجمه‌ی نامه‌ی وی است که در سایت مسلمانان تگزاس در دسترس  عموم قرار گرفته است. در نامه که با بیانی صمیمانه نگاشته شده است، نکاتی  در مورد وضعیتی که زن غربی در آن گرفتار شده است بیان شده و حاوی تحذیرهایی برای زن مسلمان است که از تجربه‌ی زن غربی استفاده کند و گرفتار وضعیت  نامناسبی که زن غربی در آن قرار دارد، نشود.
…..
 
 
 Between  the Israeli assault on Lebanon and the Zionist “War on Terror,” the  world is now center stage in every American home. I see you. I can’t  help but notice that almost every woman I see is carrying a baby or has  children around her. I see that though they are dressed modestly, their  beauty still shines through. But it’s not just outer beauty that I  notice. I also notice that I feel something strange inside me: I feel  envy. I feel terrible for the horrible experiences and war crimes that  the Lebanese people have suffered, being targeted by our common enemy.

 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
یک نفر مانده از این طایفه می اید زود...
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٤:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ اردیبهشت ۱۳٩۱
 

بخشی از خطبه ی زهرای مرضیه (س) در مسجد مدینه خطاب به غاصبین فدک(لعنه الله علیهم) :

" بگیرید این خلافت را و آن فدک را ولی بدانید که پشت مرکب خلافت زخم است و پای آن تاول نه سواری می دهد به شما و نه راه می رود برای شما.

داغ ننگ بر آن خورده است و نشان از غضب خدا دارد .رسوایی ابدی با اوست .

هرکه به آن بیاویزد فردا در آتش خشم خدا که قلب ها را احاطه می کند فرو خواهد افتاد ." 

 

                                                            ×××

حضرت می فرمایند : " خلافت " و " فدک "

که اولی راهبری و رساندن هستی به غایت خلقت خویش و دومی دنیای مردم   درحقیقت سرپرستی دنیای مردم جهت استعمال آن در مسیر تکامل نفوس آنان است. که این حکایت از بطن ولایت دارد که بردن و رساندن است که صیرورت و شدن است و که جسم را مرکب خوشسوار روح کردن است .   و این عدل است  قرار گرفتن هرچیزی در جای خود ...که به دست نمی آید جز اینکه دین و دنیا   روح و جسم  به دست ولی سپرده شود .

حضرت در ادامه می فرمایند : "نه سواری می دهد به شما و نه راه می رود برای شما " "داغ ننگ بر آن خورده و نشان از غضب خدا دارد رسوایی ابدی با اوست"

....

و همان است که در طول تاریخ دیدیم هرگاه کسی ادعای خلافت و سرپرستی مردم کرد  هم خود به درک واصل شد و هم پیروانش که این امر به دست خدا منتسب به معصوم گشته است و بس.

پس به سردمداران نظام جهانی هم  آنان که داعیه ی سرپرستی اندیشه و دنیا    نه    که  چپاول روح و جسم مردم را دارند برسان این پیغام زهرای اطهر را    و به آنان که تنها به ریسمان اصیل ولایت چنگ زدند... آنان که مظلومانه طریق حق پیش گرفتند و مردانه چون زهرا (س) مقابل غصب حق خدا ایستادند ...

 بگذار همگان بدانند :

یک نفر مانده از این طایفه        می آید زود...


 
comment نظرات ()
 
اطلاعیه
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٧:٠٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٧ اسفند ۱۳٩٠
 

مهم**** فردا دوشنبه 8/12/90 دومین همایش
جوانان حامی جبهه پایداری با سخنرانی دکتر حسن عباسی ، سعید قاسمی و حجت الاسلام
آقا تهرانی ساعت۱۴:۳۰سالن سید الشهداء میدان ۷ تیر. به دوستان اطلاع رسانی
کنید.


 
comment نظرات ()
 
شیوه ی جالبی دارد سینمای ما !
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢٥ بهمن ۱۳٩٠
 


نظر که می دهی می گویند : نظر منتقدین هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر راستی ها هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر چپی ها هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر خواص دانشجو هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر اهالی رسانه هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر دولتی ها هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : نظر مسئولین هیچ اهمیتی ندارد ، مهم مردم اند !

نظر که می دهی می گویند : این فیلم یک اثر هنری بود و هرکسی قدرت درک آن را ندارد و البته مهم مردم اند!

ممکن است بگویید این منتقدین و راستی ها و چپی ها و دانشچو ها و.... از نسل کدامین دایناسورها باقی مانده اند؟!! و اساسا این مردم کیانند که نظر تایید و تحسین دارند و احتمالا نظرشان مهم است؟!! و در کجا یافت می شوند احیانا؟!!!


 
comment نظرات ()
 
بزرگ روح آمیخته با عرفان و هنر...
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٠
 

شهید سید مرتضی آوینی:

اگر انسان هایی که مامور به ایجاد تحول در تاریخ هستند ، خود از معیارهای عصر خویش تبعیت کنند ، دیگر تحولی در تاریخ اتفاق نخواهد افتاد.
* آدم بر زمین هبوط کرد تا عشق بیاموزد  ،  و شیطان را نیز خداوند آفریده بود تا عشق آدم به ظهور رسد . نه آنکه شیطان عاشقی بداند. او از اهل عشق نبود. چرا که تا با امری خلاف عقل خویش مواجه شد ، گردن از اطاعت معشوق پیچید و حکم عقل گرای خویش را گردن نهاد ، و پیروان شیطان نیز همه چنین اند...
 
*  شآن انسان در این است که از زمان و مکان و مقتضیات آن ها فراتر رود و غل و زنجیر جاذبه ی خاک را از دست و پای روح خویش بگشاید و به مقام ولایت رسد و کسی این مقام را درخواهد یافت که از خود و آن چه دوست دارد در راه خدا بگذرد و سرتسلیم به آستان قربان بسپارد و مقرب شود و خداوند در جوابش  " و فدیناه بذبح عظیم " نازل کند.
 
 
*    ای شهید ، ای آنکه بر کرانه ی ازلی و ابدی وجود برنشسته ای ، دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را نیز از این منجلاب بیرون کش .
 

 
comment نظرات ()
 
شیرین و عبرت آموز از پدری که رهبر است...
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٠
 

مادر شهید ارمنی خطاب به رهبری: اُسقُف ما، تا حالا به خانة ما نیامده است،

افتخارمان این است که در استان تهران، خانوادة دو شهید به بالا نداریم که آقا خانه‌شان نرفته باشد. تقریباً محله و خیابان اصلی در شهر تهران نداریم که ایشان نیامده باشند و بلد نباشند. تک‌تک این محله‌های خود شما را من حداقل می‌دانم ما خانواده شهید سه شهید و دو شهید نداریم که ایشان نیامده باشند.

حدود شش، هفت سال بعضی روزهای شیفت کاری‌ام، مسئول تنظیم ملاقات خانوادة معظم شهدا من بودم. به‌همین‌خاطر می‌دانم شرایط و وضعیت چگونه بود. دیدارهای خانواده شهدا، باصفاترین، باحال‌ترین لذتی که آدم می‌خواهد ببرد را دارد.

بعضی‌هایش خیلی سوزناک است. یک خانواده شهید می‌روی فقط یک فرزند داشتند که آن هم شهید شده است. خیلی سخت است برای یک پدر و مادر که یک بچه بزرگ کرده باشند، آن بچه‌شان را هم در راه خدا داده باشند. هرچند آن‌ها با افتخار می‌گویند، ولی ما که می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، آن خستگی را احساس می‌کنیم.

بعضی از خانواده شهدا با تقدیم چند شهید روحیة عجیبی دارند. به طور مثال خانواده شهید «خرسند»، در نازی‌آباد. خانوادة خرسند چهار تا شهید داده است؛ پدر خانواده، دو فرزند خانواده و داماد خانواده. مادر این شهیدان این‌قدر قدرتمند، باصلابت و بانجابت با آقا صحبت می‌کرد که یکی دو بار آقا گریه کرد.

این فقط اختصاص به شهیدان شیعه ندارد. همة آدم‌هایی که در راه خدا در کشور ما از ادیان مختلف کشته شدند. چه شیعه، چه سنی، چه مسیحی و…

صبح روز کریسمس یعنی عید پاک ارامنه، آقا فرمودند خانة چند ارمنی و عاشوری اگر برویم خوب است. ما آدرسی از ارامنه نداشتیم. سری به کلیساهای‌شان زدیم که آن‌ها از ما بی‌خبرتر بودند. رفتیم بنیاد شهید، دیدیم خیلی اطلاعات ندارند. کمی اطلاعات خانوادة شهدا را از بنیاد شهید، مقداری از کلیساها و یک سری هم توی محله‌ها پیدا کردیم و با این دیدگاه رفتیم...


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
سخنرانی منتشر نشده ای از «سید حسن نصرالله»
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ٤:٢٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ بهمن ۱۳۸٩
 

به گزارش خبرگزاری اهل بیت (ع) ـ ابنا ـ آنچه در زیر می خوانید، سخنرانی منتشر نشده ای از «سید حسن نصرالله» است که بعد از آزادی جنوب لبنان، در دانشگاه تهران به زبان فارسی ایراد کرده است.

متن این سخنرانی به شرح زیر است: 

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم ، بسم الله الرحمن الرحیم 

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا، شفیع ذنوبنا و حبیب قلوبنا ابی القاسم المصطفی محمد بن عبدالله (ص) و علی آله الطیبین الطاهرین 

السلام علیکم و رحمةالله و برکاته 

من با اینکه خیلی به زبان فارسی وارد نیستم ولی تصمیم گرفتم که ان شاء الله در این مجلس با این زبان مبارک صحبت کنم. یقین دارم که آن مطالب و مسائل که قصد دارم بیان کنم، نمی توانم بیان کنم. ولی فکر کردم اگر با زبان عربی صحبت کنم و ترجمه بشود، هم مجلس شاید یک کمی تلخ شود و از یک طرف دیگر اگر من با فارسی شکسته مستقیماً با زبان فارسی صحبت کنم شاید حرف از دل، به دل بنشیند. خلاصه اگر بعضی کلمات یا جملات خیلی روشن نبود یا ناقص بود مخصوصاً از علما و اساتید و همه ی برادران و خواهران معذرت می خواهم که شما هم قبول دارید. اگر معذرت مرا نمی پذیرید باید به زبان عربی حرف بزنم.

من دوست دارم که در این فرصت کنونی یک مختصری از منطقه‏ی مان بگویم، جدا از بحث های فکری و فرهنگی که الحمدلله این جا شما از علما و اساتید بهره مند هستید.

اوضاع لبنان قبل از انقلاب اسلامی ایران 

قبل پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام (قدس سره الشریف) منطقه‏ی ما به مرحله یأس و ناامیدی رسیده بود و اسرائیل بر فلسطین و یک قسمت هایی درسرزمین های اسلامی در لبنان، سوریه و اردن کاملاً مسلّط شده بود.

دولت های عربی به این نتیجه رسیدند که با اسرائیل نمی شود جنگید و باید تسلیم شد و باید برویم در خط مذاکره. آن ها منتظر بودند یک فرصتی برای این چنین کاری -یعنی مذاکرات صلح - آماده بشود. 

ملت ها هم مأیوس شدند. از یک طرف ظلم رژیم های عربی به این ملت ها بود، که دیگر آن ها روحیه‏ی شان را از دست دادند. فرهنگ غیر اسلامی ای که بر جوامع عربی غالب شد، تاثیر داشت. 

کسی نبود بیاید به این ملت ها و این دولت ها نشان بدهد که نه! می شود با اسرائیل  مبارزه کرد، می شود در مقابل اسرائیل  ایستاد و می شود او را شکست داد. منطقه و ملت ها، خصوصاً کشورهای عربی منتظر چنین چیزی بودند و الّا اوضاع همیشه به این سمت پیش می رفت و بالاخره همه تسلیم می شدند، هم دولت ها هم ملت ها. در این میان حتی آن روزها سازمان آزادی بخش فلسطین به ریاست یاسر عرفات به این نتیجه رسیده بودند و به دنبال بهانه برای مذاکره با اسرائیل بودند و دیگر بحث نابودی اسرائیل، در آن جا مطرح نبود. اگر کسی در آن منطقه می آمد و می گفت، باید کاری بکنیم که اسرائیل نباشد به او می گفتند «دیوانه! اصلاً غیر واقعی فکر می کند. »

انقلاب همه چیز را عوض کرد...

در این میان انقلاب اسلامی ایران پیروز شد. یک قدرت عظیمی برای اسلام به وجود آمد، تحولات زیادی در منطقه و در کل جهان ایجاد شد. معادلات جهانی و محاسبات جهانی عوض شد. 

من می توانم بگویم که از مهم ترین مناطق دنیا، که با انقلاب و حضرت امام و این فرهنگ همراهی می کردند و از آن متأثر بودند، منطقه‏ی ما یعنی لبنان و فلسطین و شامات بود و آن منطقه تحت تأثیر قرار گرفت. 

می دانید کسانی که ضعیف، ذلیل  و مأیوسند، بالاخره این ها منتظر غیبند. این عطیه الهی به مسلمین جهان، همین انقلاب اسلامی و وجود مقدس امام (قدس سره الشریف) بود و تحول بزرگی در منطقه‏ی ما

به وجود آمد. در درجه اول تحول فرهنگی یعنی طرز تفکر، افکار و مفاهیم، داشت در منطقه ما عوض می شد و از پیروزی انقلاب و حرکت حضرت امام (قدس سره) الگوهای زیادی گرفتند. این خیلی مهم بود.

وقتی همه تسلیم می شوند!

تا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، 23 سال اسرائیل به لبنان حمله می کرد و می-خواست لبنان را تصرف کرده و همه آن را اشغال کند. یک دولت مزدور لبنانی بر او بسازد و این دولت مزدور لبنانی بیاید و با اسرائیل سازش کند و یک قرارداد صلح با اسرائیل امضا کند و دیگر لبنان مبدل بشود به یک کشورغیر اسلامی، که کاملاً تابع اسرائیل باشد و یک دولت طایفی بر آن حاکم باشد. حالا من نمی خواهم در این جزئیات وارد شوم. اسرائیل به لبنان حمله کرد. متاسفانه سازمان های فلسطینی تا یک حد کم جنگیدند و دیگر تسلیم شدند. احزاب لبنانی هم، تعداد زیادی از این احزاب تسلیم شدند. فشار شدیدی بود و ارتش اسرائیل توانست بیشتر از 50 درصد از سرزمین لبنان را اشغال کند و بقیه مواضع که آزاد بود آماده تسلیم شدن بود، یعنی روحیه مقابله و مقاومت نداشتند. 

این حرکت اسرائیلی که به ظاهر یک کار خطرناک بود- حالا من زیاد نمی توانم با زبان فارسی توصیف کنم.- یعنی ظاهرها العذاب ولی باطنها کان رحمة باطنش رحمت بود! !و همان جا هم، همان حرف امام درست شد " الخیر فی ما وقع" همان جا هم حاصل شد. و عسی ان تکرهوا شئ و هو خیر لکم همان جا هم حاصل شد.

تشکیل حزب الله 

....


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet