قصهی تجلّی...
ماه رجب، ماه تجلّی ذات به ذات است. یعنی یکی بود و یکی بود و آن یکی فقط خدا بود. صفات خدا در وجودش غلیان کرد؛ پس اراده فرمود تا خود را در جلوهی صفاتش ظهور دهد؛ همان که ما انسانها در ظهور صفات و استعدادهای خود، در مرتبهی بسیار نازل، شاهد آن هستیم. مثلاً استعداد نویسندگی و گویندگی از درون ما میجوشد و بالأخره ظهور میکند.
حال با توجه به این مثال، خدا را آن حقیقتی در نظر بگیرید که صفات در او گُل میاندازد؛ همان استعدادهای وجود یا عدم نسبی[1]؛ استعدادهایی که، هستند، ولی به تعیّن درنیامدهاند. این استعدادها از ذات اقدس اله، درخواست تعیّن میکنند. خدا هم میخواهد به آنها پاسخ دهد؛ چرا که ذاتِ مطلق است و همهی صفات در او یکی هستند. اما استعدادها اقتضای چنین استفاضهای را ندارند. ابتدا باید تحقّق پذیرند و سپس مراتبی را طی کنند، تا مستعدّ دریافت فیض شوند. درست همان گونه که ما انسانها برای ظهور استعدادهایمان مراتبی را طی میکنیم. مثلاً یک مهندس ابتدا در ذهنش خانهای تصور میکند و سپس نقشهی آن را طراحی مینماید. این مرحله، تعیّن علمی است و زمانی به تعیّن عینی میرسد که شرایط آماده باشد.
نظرات ()أین الرّجبیون؟
از بعد تکوینی, ماه رجب رحمت خاصهی حضرت حقتعالی است و از ویژگیهای خاصهی این رحمت الهی آن است که، زمینهی خاصی برای صعود, ارتقاء و عروج انسانها فراهم میآورد.
همهی ماهها به خدا انتساب دارند، ولی انتسابشان عینی نیست. اما خداوند، رجب را طوری به خود اختصاص داده که حتی نفرموده: رجب، مال من است. عبارت "شهر الله" در دستور زبان عربی، مضاف و مضافإلیه است و چیز نسبی و صفتی نیست، بلکه عین آن است. یعنی اصلاً رجب، صفت خدا هم نیست. ماهی است که خدا به جامعیتش در آن ظهور کرده و شعاعش را پایین کشیده است.
رجبیون، کسانی هستند که تشنهی خدایند. رجب، ظهور حضرت حقتعالی برای تشنگان لقاست، در حالی که حتی ماه مبارک رمضان، ظهور حقتعالی در سفرهی اسماء است؛ ظهوری برای تشنگان اسماء، بهشت، نعمتها و تخلّقهای صفاتی. البته انسان، در ماه رمضان هم میتواند به صورت جامع به خدا برسد؛ ولی به هر حال، رمضان، ماه خدا نیست؛ ماه مهمانی خداست؛ در حالی که رجب، ماه خدا و ظهور خداست...
نظرات ()
آدینه ی گذشته که به حق نمایش وحدت و اقتدار شیعیان راستین مولا بود، تاریخ برگی گشت ، زرین و غرورآفرین از حماسه ی غیورمردانی بصیر که همواره عمارگونه گوش به فرمان نایب عام تک قطب هستی ، سرسپردگی خویش را در طاعت از تنها جانشین خلف خمینی کبیر بنیانگذار این بنای محکم الهی فریاد می زنند. و همانطور که پیش بینی می شد رسانه هایی چون تابناک که مواضعشان همچنان برای خودشان! نامعلوم بوده و به اصطلاح حزب باد خوانده می شوند! اقدام به انعکاس اخباری کذب آلود با هدف کمرنگ جلوه دادن حماسه ی میلیونی حزب الله کرده با مظلوم نمایی و اشک تمساح ریختن سعی در ظالم جلوه دادن مردم در مواجهه با نوه ی امام راحلمان نمودند. و باز آنچنان که انتظار می رفت تنها به انعکاس اندک نظرات سازگار با اهداف خویش پرداخته همچون همیشه با رذالت خاص خویش حتی سانسور نظرات خوانندگان خبر را نیز در پیش گرفتند. لذا بنده نیز که از این سانسور نظری! بی نصیب نماندم بر خود لازم دیدم چند نکته را در پاسخ به افرادی که با تحریک تابناک، حزب الله را هرانچه که لایق خود بود خطاب کردند، در وبلاگ شخصی خود یاد آور شوم:
1.اندک جمعیتی که ازش دم میزنین و بسیجی نما و قمه کش خطابشون میکنین یه چیزی حدود 3میلیون نفر بودن!که اتفاقا شامل چندتا صف ابتدایی مقابل جایگاه هم نمیشدن!!! حالا شما فرض کنین 3میلیون نفر قمه کش بریزن تو دانشگاهها...!
2.جالبه کسایی دم از ادب و تقوا میزنن که توهین کنندگان به ساحت مقدس حضرت سیدالشهدا و حرمت شکنان قرآن مجید و عکس امام راحل رو مردمی "حقیقت جو" و احتمالا با تقوا و مودب میدونن!!!
3.سعی کنین قبل از قضاوت و اظهارنظر اقلا یه آمار کوچولو از قضیه بگیرین که اینجوری تابلو سوتی ندین!!! غیر از چندتا صف مقابل جایگاه همه ی جمعیت به شدت از سیدحسن اظهار تنفر میکردن...و عده ی موافق ایشون اینقدر انگشت شمار بودن که به قول خودشون جرات دفاع نداشتن!!!
4. دیدید که آقا هم به کررات در جملاتی مانند:"اینک که در ایام جشن و سرور به مناسبت ولادت با سعادت حضرت صدیقه ی کبری هستیم.."(در پاسخ به سید حسن که فرمودند:عزاداریتان مقبول!) و " ملت باید هوشیار بوده و رفتارهای ظاهری یک فرد رو ملاک ارزیابی امیال باطنی او قرار ندهد..." و "باید ریشه ی افکار افراد را بررسی کنیم" و... به تایید مواضع مردم پرداختند.
5. براستی چه قیاس احمقانه ای که خاندان مقدس تنها معصومین عالم را در کنار فرزندان ناخلف ابرشیعه ای از خاک آستانشان قرار دهیم...
6.یادگار امام "نظام جمهوری اسلامی ایران" و موکدا "اصل ولایت فقیه " است.متاسفم که اندیشه های امام را در غالب یک جسم مادی و فانی حد میزنید.
.موکدا به بصیرت توصیه میکنم و امیدوارم که در هیچ مسئله ای اینطور احساس گرایانه و با دید سطحی قصاوت نکیند!!!
نظرات ()