و ندای هل من ناصر حسینی که در همه ی مکانها و زمانها جاری است.... - آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

و ندای هل من ناصر حسینی که در همه ی مکانها و زمانها جاری است....
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸٧
 

   شیعه ای از غرب

شیفته‏ای به نام کُربَن

 بازخوانی دوستی علمی علامه طباطبایی (ره) و هانری کربن
دکتر دینانی می‏گفت: روزی در حضور علامه طباطبایی به هانری کربن گفتم: شما که این گونه با معارف اسلامی آشنا شده‏اید، با چه ذکری مانوس‏اید؟ کربن در پاسخ گفت: ذکر من قال الباقر (علیه السلام) و قال الصادق (علیه السلام) است .
فکر کرذم خالی از لطف نباشه اگه مطالبی رو از ارتباط این مفسر شریف با هانری کربن حضورتان تقدیم کنم.


زندگی و اندیشه

هانری کربن (Henry.Corbin در چهارم آوریل 1903م . در شهر پاریس دیده به جهان گشود . در دوران کودکی آموزش‏های مذهب کاتولیک را آموخت . سپس به مدرسه علوم مسیحی رفت و به نهضت پروتستان علاقه‏مند شد . وی برای ادامه تحصیل به دانشگاه سوربن رفت و در سال 1925م . لیسانس گرفت . یک سال بعد، گواهی‏نامه عالی فلسفه و در سال 1928م . دیپلم تتبعات عالی دانشگاه پاریس و سرانجام در سال 1929م . دیپلم مدرسه السنه شرقی پاریس را اخذ نمود . در همین سال‏ها با زبان‏های عربی، فارسی و پهلوی آشنا شد . (1)
وی بعدها، نزد لویی ماسینیون رفت و نسخه‏ای از کتاب حکمة الاشراق سهروردی را از او دریافت کرد . این کار تاثیر روحی فراوانی بر کربن نهاد او را راهی شرق نمود . نخستین مقاله‏اش در نشریه بررسی‏های فلسفی، درباره یکی از آثار سهروردی به طبع رسید و اولین اثر مستقل او به زبان فرانسه، در خصوص سهروردی، در سال 1939م . تحت عنوان «سهروردی مؤسس حکمت اشراق‏» چاپ شد . (2)
کربن مدت‏ها ریاست انستیتو فرانسه و ایران را عهده‏دار بود و به همت او مشاهیری چون سهروردی، روزبهان و ملاصدرا برای جامعه علمی و فرهنگی اروپا به نام‏هایی آشنا مبدل گردید . در جهانی که برخورد میان فرهنگ‏های گوناگون پیوسته با شکاف‏های بیش‏تر مواجه می‏شد، وی نمونه‏ای از تلاش فوق‏العاده برای تفاهم بود . (3)
هانری کربن را باید فیلسوف و مفسر حکمت معنوی شیعه نامید . مطالعات او در آثار عرفانی، لطف و جذبه وصف ناپذیری به آثارش بخشیده است . کربن خود در این باره می‏گوید: پرورش من از آغاز فلسفی بود . به همین دلیل، نه به معنای دقیق کلمه متخصص زبان و فرهنگ آلمانی هستم و نه مستشرق; فیلسوفی رهروام به هر دیاری که راهبرم شوند . اگر چه در این سیر و سلوک از فرایبورگ، تهران و اصفهان سر درآورده‏ام; اما این شهرها از نظر من، مدینه‏های تمثیلی‏اند; منازلی نمادین از راه و سفری همیشگی و پایدار . (4)

آغاز آشنایی

هانری کربن، وقتی آوازه عرفان و فلسفه علامه طباطبایی را شنید، شیفته عظمت علمی، کمالات معنوی و فضایل این حکیم وارسته گردید . از این‏رو وقتی که به منظور شناخت تشیع، سالی چند ماه از پاریس به ایران می‏آمد و در این سرزمین به پژوهش در مورد مذهب شیعه می‏پرداخت، توسط برخی از اساتید دانشگاه، از محضر علامه طباطبایی تقاضا نمود که به وی کمک کند . آن فیلسوف عالی مقام که از فعالیت‏های علمی و اشتیاق معنوی این محقق با خبر بود، خواسته‏اش را اجابت کرد و با وجود کهن سالی و ضعف مزاج، هر دو هفته یک بار از قم به تهران می‏آمد تا در جلسه‏ای علمی به سؤالات کربن پاسخ دهد و معارف و حقایق گرانبهای تشیع را در اختیار او و عده‏ای از استادان دانشگاه قرار دهد (5) و بدین وسیله شناخت صحیح شیعه، برای جهان غرب، توسط هانری کربن هموار گردید . علامه طباطبایی در جایی گفته بود:
از الطاف خداست که معارف اسلامی به وسیله این دانشمند و همکارانش در جهان غرب اشاعه یابد . این‏ها در فرانسه مجله‏ای دارند که معارف شیعه را معرفی می‏نمایند . (6)
در محفلی که حلقه اصحاب تاویل نام داشت، دیدار منظم این دو شخصیت صورت می‏گرفت . با وجود مشکل زبانی به وسیله ترجمه، ارتباط و گفت و گو میان آن دو بزرگوار برقرار می‏شد .

ملاقات با برکت

کربن مصاحبه‏های متعددی طی سال‏های 1337 و 1338 ش . با علامه طباطبایی درباره عقاید، تعالیم و تاریخ تشیع به عمل آورد .
علامه طباطبایی درباره این مذاکرات گفت: بنا به گفته کربن تا کنون مستشرقین، اطلاعات مربوط به اسلام را از اهل تسنن اخذ می‏کردند و در نتیجه، حقیقت مذهب تشیع آن گونه که شایسته است، به دنیای غرب معرفی نشده است . بر خلاف باور مستشرقین گذشته، اعتقاد من این است که تشیع یک مذهب حقیقی و اصیل و پابرجاست و دارای مشخصات یک مذهب حقیقی است و غیر از آن است که به غرب معرفی کرده‏اند . آن‏چه پس از پژوهش‏های علمی بدان رسیده‏ام، این است که به حقایق معنویت اسلام از دریچه شیعه - که نسبت‏به این آیین واقع‏بینی دارد باید نگاه کرد . از این رو کوشیده‏ام این مذهب را به نحوی که باید و در خور واقعیت آن است، به جهان غرب معرفی کنم . بسیار علاقه‏مندم که با رجال علمی و مشاهیر این مذهب از نزدیک تماس بگیرم و با طرز فکر آنان آشنا شوم و در بررسی اصول و مبانی شیعه، از این بزرگان کمک گرفته و نسبت‏به هدف خود روشن‏تر شوم . (7)
علامه طباطبایی درباره دومین ملاقات خود با کربن نوشته است: امسال (سال 1338 ش). نیز که نویسنده پس از گذرانیدن تعطیلات تابستانی - در یکی از ییلاقات اطراف دماوند موقع مراجعت‏به قم، چند روزی در تهران توقف داشتم، شب 16 مهرماه طبق وعده قبل، ملاقات دوم در محیط گرم و دوستانه به عمل آمد . در این مجلس کربن مذاکره را ادامه داده، افزود: امسال موقعی که اروپا بودم، در ژنو کنفرانسی در موضوع امام منتظر (حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف)) طبق عقیده شیعه داشتم و این موضوع برای دانشمندان اروپایی که در آن جلسه حضور داشتند، کاملا تازگی داشت!
وی همچنین گفت: به عقیده من، مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه هدایت الهی را میان خدا و خلق برای همیشه نگه داشته، پیوسته ولایت را زنده و پا برجا می‏دارد .
کربن افزود: به اعتقاد من، تمامی ادیان حقیقتی را دنبال می‏نمایند; اما تنها مذهب تشیع است که به این حقیقت لباس دوام و استمرار پوشانیده و معتقد است که این ویژگی میان عالم انسانی و الوهی برای همیشه باقی است . این نظر من است; آیا شما نیز این گونه فکر می‏کنید .
گفتم آن‏چه از نظر اسلام می‏توان گفت، آن است که نظریه اثبات صانع در تمامی ادیان مشترک است; ولی آیینی که ارزش این حقیقت را داشته، دینی است که در آن تنها خدای یگانه پرستش شود و رابطه نبوت را اثبات کرده، معادی قائل شود . آن‏چه از لوازم احترام و تعظیم می‏توان در حق یک دین روا داشت، اسلام در حق یهودیت و مسیحیت روا داشته و مقام نبوت حضرت مسیح را تقدیس و تنزیه نموده و شریعت این پیامبر و نیز حضرت موسی (علیه السلام) را ستوده است و نیز نسبت‏به دین مجوس، به دیده احترام می‏نگرد . (8)

همه جا محل عبادت است

روزی علامه به کربن گفت: در دین مقدس اسلام، تمام زمین‏ها و مکان‏ها بدون استثنا محل عبادت است . اگر فردی بخواهد نماز بخواند، دعا کند یا سجده نماید، در هر جا که هست، می‏تواند این عمل را انجام دهد ولی در دین مسیح، چنین نیست و عبادت باید در کلیسا و در وقت معینی انجام گیرد .
بنابراین اگر فردی مسیحی در اوقاتی حالی پیدا کرد - مثلا در نیمه شب، باید چه کند - باید صبر نماید تا روز یکشنبه درب کلیسا را بگشایند و این به معنی قطع ارتباط بنده با خداست .
کربن در پاسخ گفت: بلی این اشکال در مذهب مسیح هست و الحمد لله دین اسلام در تمامی زمان‏ها، مکان‏ها و حالات، رابطه خالق و مخلوق را محفوظ نگه داشته است .
علامه یادآور شد: اگر در دین مقدس اسلام، انسان نیازمندی حالی پیدا کند، طبق همان حال و نیاز، خدای خویش را می‏خواند; چون خداوند اسمای حسنایی دارد و انسان طبق خواست و نیاز خویش، هر یک از این اسما را که مناسب دیده، پروردگار را بدان اسم و صفت‏یاد می‏کند; اما در دین مسیح، خدا این اسما را ندارد و صرفا لفظ خدا، اله و اب برای اوست . وی خطاب به کربن گفت: اگر شما حالی پیدا کردید و خواستید خدا را بخوانید و مناجات کنید و او را با اسما و صفتش یاد کنید و با اسم خاصی از او اجت‏بخواهید، چه می‏کنید؟ او در پاسخ گفت: در مناجات‏های خود، صحیفه مهدویه را می‏خوانم! (9)

نگفتم او شیعه شده است؟

پس از چندمین جلسه مصاحبه، هانری کربن رهسپار فرانسه گردید; اما ارتباط وی با علامه طباطبایی قطع نگردید و بحث‏بین این دو متفکر، از طریق مکاتبه ادامه یافت . علامه در خصوص فلسفه اسلامی از دیدگاه تشیع، مطالبی تدوین و برای وی ارسال نمود .
هانری کربن علاوه بر آن که مطالب مطرح شده در گفت‏وگو با علامه طباطبایی را کاملا ضبط و ثبت می‏نمود و در اروپا انتشار می‏داد و حقیقت تشیع را معرفی می‏کرد، خود نیز در سخنرانی‏ها و کنفرانس‏ها به طور جدی از تشیع دفاع می‏کرد و در پاریس کاملا بر معرفی و تبلیغ آن اصرار داشت و بر این باور بود که در دنیا، یگانه مذهب زنده و اصیل که نمرده، شیعه است; زیرا قائل به امام حی می‏باشد و اساس اعتقاد خود را بر این می‏گذارد و با اتکا و اعتماد به حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) پیوسته زنده است . کربن خود نیز به معارف و معنویات این مذهب نزدیک بود و این بارقه در روح و روانش تحول ایجاد نموده بود . مهندس سیدعبدالباقی طباطبایی - فرزند ارشد علامه - می‏گوید: یک روز پدر رو به ما نمود و با نشاط خاصی گفت: این پروفسور به اسلام (تشیع) مؤمن شده است; ولی شرایط اقتضا نمی‏کند تا آن را رسما و علنا بر زبان جاری کند . چند صباحی که از این فرموده پدر گذشت، یک روز کربن درباره حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) سخنان پرشوری ایراد نمود و ضمن آن گفت: من به خاطر بحث درباره شیعه و رسیدن به حقایق این مذهب، نزدیک بود پست تحقیقاتی خود را در دانشگاه سوربن از دست‏بدهم . پدر، وقتی از این موضوع مطلع شد، بسیار مسرور و مشعوف گردید و گفت: نگفتم این پروفسور کربن، مؤمن به تشیع شده است و رویش نمی‏شود که صریحا اعتراف کند . علامه به یکی از شاگردان خود گفته بود (10) : کربن دعاهای صحیفه مهدویه را می‏خواند و می‏گریست . (11)

راه‏یابی به حریم تشیع

کربن عقیده داشت که راه یافتن به عالم معنویت‏شیعی، کاری سهل و آسان نمی‏باشد; زیرا تشیع حرم معرفت‏باطنی اسلام است و از ویژگی‏های آن احساس شرمی وافر در قبال مسایل دینی، متانت و وزانتی است که وقتی مخاطب یقین حاصل کرده باشد، بند از نقاب می‏گشاید; وی می‏نویسد:
شرط لازم برای راه یافتن به حریم تشیع و عجین شدن با روح آن، این است که بر خوان گسترده معنویت آن بنشینیم; ولی میهمان عالم معنویت‏شدن، ایجاب می‏کند که در باطن و ضمیر خویش، جایگاهی برایش تدارک ببینیم . زیستن در عالم معنویت‏شیعی امکان ندارد; مگر به شرط آن که با باطن ما راه یابد و با روحمان سرشته شود . (12)
به نظر کربن، تشیع در حکم معنای درونی اسلام است که این باطن از نخست و به طور کامل، همان تعالیمی است که از امامان به پیروانشان و از آنها به دیگران انتقال یافته است .
بشریت‏بدون وجود این خلفای الهی، قادر به ادامه حیات نیست; خواه از این امر آگاه و یا غافل باشد . در مذهب شیعه، تنها با تکیه و پیوند میان ولایت و امامت و تفسیرهای ظاهری و باطنی، پیامبرشناسی ظهور یافته که از یک سو به تفسیر ظاهر شریعت و از سوی دیگر به تاویل آن محدود می‏گردد . (13)
کربن می‏گوید: با سیمای امام دوازدهم است که تشیع نهانی‏ترین سر خود را به ما عرضه می‏کند و این موضوع بر تارک کاخ رفیع الهیات و حکمت معنوی نشسته است .
کربن در هفتم اکتبر سال 1978 م . در گذشت .

پی‏نوشت:

1 . کربن در فلسفه ایرانی و فلسفه تطبیقی، ترجمه سیدجواد طباطبایی، مقدمه .
2 . زائری از غرب، حسین سیدعرب، مجله گل‏چرخ، شماره 13 .
3 . نک: هانری کربن و آفاق تفکر معنوی، داریوش شایگان، ترجمه باقر پرهام .
4 . سخنان ایراد شده در سمینار پیرامون آثار هانری کربن، انجمن ایران‏شناسی فرانسه در ایران، ص 18 .
5 . جرعه‏های جانبخش، از نگارنده، ص 289 .
6 . یادنامه مفسر کبیر استاد علامه طباطبایی، ص 127و128 .
7 . شیعه (مجموعه مذاکرات با هانری کربن)، مقدمه علامه طباطبایی با تلخیص و بازنویسی مختصر .
8 . همان، ص 24 و 27 با اندکی تلخیص و بازنویسی .
9 . مهرتابان، علامه تهرانی، ص 48و49 .
10 . مجله جوانان، شماره 821، ص 52 .
11 . مهر تابان، ص 47 .
12 . در احوال و اندیشه‏های کربن، ص 90 .
13 . همان، ص 30
.


 
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet