ضرورت شناخت امام زمان
شناخت صحیح
بسماللهالرَّحمنالرّحیم"الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی هَدانا لِهذا وَ ما کُنَّا لِنَهْتَدِیَ لَوْ لا أنْ هَدانَا اللهُ "اللَّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیْکَ فِی دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الإسْلامَ وَ أهْلَهُ وَ تُذِلُّ بِهَا النِّفَاقَ وَ أهْلَهُ وَ تَجْعَلُنَا فِیهَا مِنَ الدُّعَاةِ إِلَی طَاعَتِکَ وَ الْقَادَةِ فِی سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنَا بِهَا کَرَامَةَ الدُّنْیَا وَ الآخِرَةِ"
با پیشرفت تکنولوژی و با وجود توسعهی صنعتی و روآوردن عصر سکولاریسم و اومانیسم به سوی بشر، هنوز آرامش، بالهای خود را بر سر جهانیان نگسترانده است. ترس، هراس و دلهره، همه را در فشار قرار داده، فساد و فحشاء، در جای جای زمین غوغا میکند. تنها بشارت انبیاء دینی است که سوسوی امیدی در دلها باقی گذاشته است و در این میان تنها شیعه است که با باوری صحیح، در پی روشن کردن آیندهی بشر در تحت لوای پرچم توحید است. شیعه در انتظار مردی از سلالهی پیامبر آخرالزمان است، که با قیام او بامداد سعادت بر همگان طالع میشود.
امروز و در این مقطع زمان، یکی از ضروریترین نیازهای ما، شناخت حضرت ولیعصر- ارواحنالهالفداء- است. از آنجا که هدف غایی خلقت، حضرت مهدیW است[1] و شیطان همیشه سعی داشته مسیری را که با غایت ارتباط مستقیم دارد، منحرف کند، بر صراط مستقیم تلهگذاری میکند: "قالَ فَبِما أغْوَیْتَنِی لأقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَکَ الْمُسْتَقِیمَ"[2] و اکثر ترفندهایش را در صراط ارتباط حقیقی با امامزمانW به کار میبرد!
دقیقاً به همین دلیل هم شیطان بیش از سایر ادیان و مکاتب، توجهش را به شیعه معطوف کرده است. او برای اینکه شیعه را از رسیدن به مقصد و آرمانش باز دارد یا حداقل آن را به تأخیر بیندازد، هر ترفندی را به کار گرفته است و قویترین موانع خود را پیش پای او قرار داده تا به آرزوی دیرینهاش -که اضلال انسان است- جامهی عمل بپوشاند.
کمین شیطان، فرا راه شیعه در این بعد از اعتقاد، همیشه قویتر از فِرَقِ دیگر اسلام بوده است. در طول تاریخ به عینه دیده شده است آنقدر که شیطان، مانع سر راه شیعه ایجاد کرده، به فرقههای دیگر اسلامی کاری نداشته است؛ تا آنجا که هر چه بیشتر زمینهی ظهور دولت کریمه آماده میشود، تلاش شیطان برای ایجاد مانع قویتر میشود و با ترفندهای پیشرفتهتری به اهداف شوم خود، جامه عمل میپوشاند. هدف ما از بحث امامزمان شناسی این است که با شناخت موانع و ترفندهای شیطان، به تکلیف خود در برداشتن این موانع از راهِ ظهور حضرت ولیعصرW عمل کنیم، نه اینکه بخواهیم شرایط ظهور را آماده کنیم، که آن به ارادهی حقتعالی بستگی دارد. ما فقط باید به وظایف خود در عصر غیبت، خوب عمل کنیم و با انتظاری درست از خدا بخواهیم در فرج مولا تعجیل کند.
از طرفی میدانیم برای تأخیر یا تعجیل ظهور حضرت حجتW زمانی تعیین نشده است. چنانکه حضرت حجتW در یکی از توقیعاتشان در این باره فرمودهاند:
"أمَّا ظُهُورُ الْفَرَجِ، فَإِنَّهُ إِلَی اللهِ وَ کَذَبَ الْوَقَّاتُونَ."[3]
اما ظهور فرج، بسته بارادهی خداست و آنها که وقت آن را تعیین میکنند، دروغگو هستند.
با شناخت موانع شیطان و کیفیت برداشتن آن است که میتوان مشیت تحقق یافتهی خداوند یعنی فرج حضرت حجتW را از خداوند طلب کرد.
شوق به مهدی7 و ترفند شیطان
یکی از ترفندهای شیطان برای ایجاد مانع بر سر راه ما شیعیان، این است که شوقمان را برای ظهور حضرت ولیعصر- ارواحنالهالفداء- کم کند. برای این هدف هم بسیار کار کرده است؛ مثلاً به من و شما تلقین کرده که اگر حضرت بیاید، بر گردن گنهکاران شمشیر میزند و تعداد کمی از مردم باقی خواهند ماند! در حالی که ابداً این طور نیست. حضرت نه تنها بر گردن هر گنهکاری شمشیر نمیزند، بلکه میدان را برای بازگشت بسیاری از گنهکاران هم باز میکند. درست است که حضرت، طبق آیهی "لَقَدْ أرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأسٌ شَدِیدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ..."[4] قیام میکند، اما حدیدش برای گنهکاران نیست؛ بلکه برای محاربان و معاندان است و محبت و اغماض ایشان شامل گنهکاران میشود.
شیعهی حقیقی در آینهی اعتقاد به مهدویت، گنهکار را انسان توّابی میبیند که آمده تا به دست پدری مهربان، پاک شود و پرورش یابد. شیطان میخواهد ما را از این اعتقاد نورانی باز دارد و شوق ظهور حضرت را از ما بگیرد؛ به همین دلیل ما را دلسرد میکند تا فکر کنیم: "آدم که نشدیم، پس از زیر تیغ حضرت خواهیم گذشت!" البته درست است که ما آدم نشدهایم؛ ولی به هر حال میخواهند ما را آدم کنند! قرار نیست که چون ما آدم نشدیم، حضرت ما را بکشد! اصلاً قرار نیست همه معصوم شوند تا ایشان بیاید! حضرت میآید تا به ما راه عصمت را نشان بدهد: "خَلقتَه لَنا عصمة و مَلاذا"[5]؛ حضرت برای ما عصمت و پناه و همچون پدر مهربانی است. ملاذ و پناهگاه هرگز گردن ما را نمیزند؛ بلکه راه عصمت را برایمان باز میکند.
شیطان این مطلب غلط را به خورد ما داده، تا به جای اینکه شوق و محبت نسبت به حضرت در وجود ما تقویت شود، یأس و ناامیدی جای گیرد. چون شیطان میداند که نمیتواند باور و عقیده به اصل مهدویت را از ما بگیرد و ابداً نمیتواند بگوید که مهدی وجود ندارد، پس چه کار کرده است؟ سدهایی را ایجاد کرده، تا ما هرگز تصور ارتباط با مهدی را در وجودمان راه ندهیم!
شیعهی حقیقی، افرادی را میبیند که گنهکار بودند و هیچگونه امیدی برای نجاتشان نبود، اما تحت هدایت و محبتهای این پدر مهربان، شایستهی نام "انسان" شدند.
به راستی اگر قرار باشد همهی گنهکاران در ظهور حضرت گردن زده شوند، حضرت میخواهد بر چه کسی حکومت کند؟! همهی ما که در مراتب مختلف، گنهکار هستیم، پس امام چه کسانی را میخواهد هدایت کند؟! مگر شمشیر علی7 که در دست مولا خواهد بود، گردن گنهکاران را زد؟ علی7 خوارج را از بین برد؛ ولی مهربانترین شخص نسبت به گنهکاران بود.
وقتی حضرت مهدیW بیایند، عقول کامل میشوند. خُب، مگر جز این است که عقول ناقص، باید کامل شوند؟! اگر قرار باشد که عقول ناقص از تیغ شمشیر حضرت رد شوند، پس عقل چه کسی در حکومت مهدوی کامل میشود؟!
آنچه خود حضرت در توقیعاتشان فرمودهاند، خلاف این خرافاتی است که شیطان به خورد من و شما داده است. البته در زمان قیام حضرت، ممکن است جنگ جهانی شود و کشتار پیش آید؛ ولی این جنگ علیه محاربین و مخالفین حضرت است که إنشاءالله این مطالب را در جای خودشان باز میکنیم.
شیعه با اعتقاد به مهدویت و در سایهی قیام مهدیW، میبیند که پهنهی هستی، صحنهی عدل و داد شده است. او مذهب خود را میبیند که بعد از فراز و نشیبهای زیاد و بعد از سختیها و فشارهایی که در تاریخ تحمل کرده، جهانگیر شده است. همه جا ولایت علی7 حاکم است؛ همه جا محبت علی7 موج میزند؛ همه جا مملو از عشق اهلبیت: عصمت است. در نهایت، جامعهی بشری را میبیند که با نومیدی از مظاهر دنیا و امیال نفسانی، یکجا تسلیم رهبری مهدی موعودW شده است.
اگر برای ظهور حضرتش شوقی در دلمان احساس نمیکنیم، کافی است بعد از دور ریختن این نوع عقاید باطل، کمی آیات قرآن را بررسی کنیم. آیا این آیهی قرآن نیست که به ما میگوید: "وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أنَّ الأرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ"[6]؟ آیا قرآن این نوید را به ما نداده، که بعد از همهی فراز و نشیبها، مشیت ما به این تعلق گرفته است که تمام دنیا تحت حکومت عباد صالح قرار گیرد؟ آیا این نوید را در قرآن نشنیدهایم که: "هُوَ الَّذِی أرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدی وَ دِینِ الْحَقِّ لِیُظْهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهِ وَ لَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ"[7]؟
آیا وعدهی قرآن را نشنیدهایم که "وَعَدَ اللهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أمْناً یَعْبُدُونَنی لا یُشْرِکُونَ بی شَیْئاً..."[8]؟ ما چطور متوجه نشدهایم که طبق همین آیه دین خدا که ولایت حضرت علی7 است، "...الْیَوْمَ أکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلامَ دِیناً..."[9]، روزی سراسر هستی را خواهد گرفت؟
"لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ"، برای ما عاشقان مهدیW نیست؟! "...وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً..."، اگر برای شیعهای که عقیدهی به مهدویت دارد، نیست، پس برای کدام فرقه نازل شده است؟
آن دینی که خداوند برای انسانها میپسندد و به آن راضی میشود، اسلام حقیقی است. آن دینی که خداوند بر زمین تمکینش میدهد، اسلام حقیقی است. "لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ"؛ این آیه نوید میدهد که خوف شیعه، بعد از تمام فراز و نشیبهایی که در طول تاریخ داشته، بعد از مظلومیتهای فراوان، بعد از فشارهایی که تاریخ بر او تحمیل کرده است، بالاخره روزی به امنیت تبدیل خواهد شد. "یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً"؛ دیگر در آن زمان شرکی نیست. با حکومت شیعیان، عبودیت محض، نور محض و توحید محض بر هستی حکمفرما خواهد شد.
این روز حتماً خواهد رسید و شیعیان یقیناً این روزگار موعود را خواهند دید؛ چرا که پیامبر اعظم9 میفرمایند: "لَوْ لَمْ یَبْقَ مِنَ الدُّنْیَا إِلاّ یَوْمٌ وَاحِدٌ، لَطَوَّلَ اللهُ ذَلِکَ الْیَوْمَ حَتَّی یَبْعَثَ اللهُ رَجُلاً مِنِّی أوْ مِنْ أهْلِ بَیْتِی، یُوَاطِئُ اسْمُهُ اسْمِی وَ اسْمُ أبِیهِ اسْمَ أبِی؛ یَمْلَاُ الأرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلاً، کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً."[10]
اگر از دنیا نماند مگر یک روز، خداوند آن روز را آنقدر طولانی میکند، تا در آن مردی را برانگیزد که از من یا از اهلبیت من است؛ اسمش، موافق با اسم من و اسم پدرش، اسم پدرم است؛ زمین را از قسط و عدل پر میکند، همان طور که از ظلم و جور پر شده است.
شیعه در چنین آینهی زیبایی آینده را نگاه میکند. منتهی متأسفانه دشمن جلوی این آینه، پردهها کشیده، تا مسیر را برای تقویت و تثبیت بینش نورانی شیعیان ببندد.
یکی از این حجابها این است که با ظاهری فریبنده و زیبا، ولی تک بُعدی، از مهدویت صحبت شود. إنشاءالله در ادامه به این مطلب خواهیم رسید که بحث امامزمان شناسی، بحثی تک بُعدی، خارج از ابعاد دیگر اسلام یا خارج از شؤون دیگری که اسلام برای مردم میخواهد، نیست. چنین نیست که تصور کنیم اعتقاد به مهدویت یا صحبت کردن از امام زمانW، باید تحت عنوان عقیدهی خاصی بررسی شود! خیر، امام زمان شناسی، بحثی است مانند همهی بحثهایی که در حوزهی دین مطرح میشود.
[1]- در این باره به طور مبسوط بحث خواهیم کرد.
[2]- سوره اعراف، آیه 16 : شیطان گفت چون مرا گمراه کردی، من هم بندگانت را از صراط مستقیم که شرع و آیین توست، گمراه میکنم.
[3]- بحارالأنوار، ج53 ، ص181.
[4]- سوره حدید، آیه 25 : همانا پیامبرانی را با ادله و معجزات به خلق فرستادیم و برایشان کتاب و میزان عدل نازل کردیم تا مردم به راستی و عدالت گرایند و آهن و دیگر فلزات را که در آن هم سختی و کارزار و نیز منافع بسیار برای حفظ عدالت آفریدیم.
[5]- دعای ندبه: تو، او را برای عصمت و نگهداری و پناه دین و ایمان ما آفریدهای.
[6]- سوره انبیاء، آیه 105 : و ما در تورات بعد از زبور داود نوشتیم که البته بندگان نیکوکار من ملک زمین را وارث و متصرف خواهند شد.
[7]- سوره صف، آیه 9 : اوست خدایی که رسول خود را برای هدایت و ابلاغ دین حق فرستاد؛ تا آن را هر چند کافران خوش ندارند، بر همهی ادیان عالم غالب کند.
[8]- سوره نور، آیه 55 : و خدا به کسانی از شما مؤمنین ایمان آورده و نیکوکار گردند وعده داده است که در زمین خلافت دهد، چنانکه امم صالح پیامبران سلف جانشین پیشینیان خود شدند و علاوه بر خلافت دین پسندیدهی آنان را بر همهی ادیان تمکن و تسلط عطا کند و بر همهی مؤمنان پس از خوف و اندیشه از دشمنان ایمنی کامل دهد که مرا به یگانگی بیهیچ شائبهی شرک و ریا پرستش کنید.
[9]- سوره مائده، آیه 3 : امروز دین شما را کامل کردم و بر شما نعمت را تمام کردم و بهترین آیین را که اسلام است، برایتان برگزیدم.
[10]- بحارالانوار، ج51 ، ص102.
نظرات ()