احادیثی از شناسنامهی اسمی امام زمان W
گفتیم لازمهی مبارزه با ترفندها و حربههای شیطان، شناخت امام است. به این منظور، به شناخت اسمی و رسمی امام زمانW میپردازیم تا مهدی اسمی و شخصیای را بشناسیم که رسول خدا9 و اجداد و پدران حضرت ولیعصر- روحیلهالفداء- همگی شناسنامهی ایشان را با تمام مشخصات ظاهری و جزییترین نشانهها، روحیات، علائم قبل و بعد از ظهور، یاران و حکومت جهانیشان برای من و شما بیان کردهاند. احادیث زیادی در رابطه با شناسنامهی اسمی امام وجود دارد؛ که ما تنها به ذکر تعداد برخی از آنها بسنده[1] و خوانندگان را به تحقیق در این زمینه دعوت میکنیم [1]- بخشی از این آمار از کتاب "گفتارهایی پیرامون امام زمان"، نوشتهی دکتر سید حسن افتخارزاده نقل شده است.
1- 107 حدیث دربارهی اینکه امامان دوازده نفرند، نُه تن از آنان از فرزندان امام حسین7 هستند و نهمین آنها قائم و مهدیشان است؛
2- 657 حدیث دربارهی ظهور و خروج حضرت و بشارت به ایشان؛
3- 389 حدیث دربارهی اینکه حضرت مهدیW از عترت پیغمبر9 هستند؛
4- 48 حدیث دربارهی اینکه ایشان هم نام و هم کنیهی پیغمبر9 و اشبه مردم به ایشان هستند؛
5- 214 حدیث مهدیW را از اولاد علیبنابیطالب7 معرفی میکند؛
6- 192 حدیث میگوید که حضرت از فرزندان فاطمه زهرا3 هستند؛
7- 107 حدیث دربارهی اینکه حضرت از اولاد امام حسن و امام حسین8 هستند؛
8- 185 حدیث که حضرت از اولاد علیبنالحسین7 هستند؛
9- 103 حدیث که حضرت از اولاد امام باقر7 هستند؛
10- 103 حدیث که حضرت فرزند امام صادق7 هستند؛
11- 147 حدیث که نام پدرشان حسن7 است؛
12- 9 حدیث که مادرشان سیدهی کنیزان و برگزیدهی آنهاست؛
13- 136 حدیث وجود دارد که حضرت را امام دوازدهم معرفی میکند و در عین حال آخرین امام است و اینکه بعد از ایشان دیگر امامی نیست؛
14- 123 حدیث در اینکه ایشان زمین را پر از عدل و داد میکنند؛
15- 10 حدیث در اینکه ایشان دو غیبت دارند؛
16- 91 حدیث در اینکه غیبتی طولانی برای حضرت هست تا وقتی که خداوند اذن بدهد؛
امام در طول غیبت از انظار مردم پنهان است؛ نه غایب. یعنی مردم نمیتوانند ایشان را ببینند؛ وگرنه آقا در جوامع و شهرها زندگی میکنند و در بسیاری از شهرها، روستاها و مساجد حضور دارند. درست مانند حضرت یوسف-علینبیناوآلهوعلیهالسلام- که عزیز مصر بودند؛ ولی از دید پدر و برادرانشان غایب بودند؛ به طوری که برادران یوسف از ایشان آذوقه میگرفتند، ولی حضرت را نمیشناختند.[1]
17- 7 حدیث در علت غیبت حضرت؛
18- 7 حدیث در فواید وجود حضرت و کیفیت انتفاع مردم از امام زمانW در زمان غیبت و تصرف حضرت در کارها؛
19- 318 حدیث در اثبات عمر طولانی حضرت؛
20- 8 حدیث دربارهی اینکه حضرت "شاب المنظر" هستند؛ ایشان هیچ وقت پیر نمیشوند و مرور زمان در جسمشان تأثیر نمیگذارد؛ حتی در زمان غیبت صغری که نواب اربعه حضرت را میدیدند، پیر نبودند؛
21- 14 حدیث دربارهی پنهانی بودن ولادتشان؛
22- 19 حدیث دربارهی اینکه حضرت دشمنان خدا را میکُشند و زمین را از شرک و بتپرستی پاک میکنند؛
23- 307 حدیث دربارهی تولد پنهانی حضرت در منزل پدرشان در سال 255 هجری قمری؛
24- 214 حدیث دربارهی شناسنامهی مادر حضرت، خانم نرجس خاتون3؛
25- 21 حدیث دربارهی اینکه اصحاب مخصوص حضرت، ایشان را در زمان پدرشان زیارت کردهاند؛
26- 25 حدیث دربارهی زیارت حضرت در زمان غیبت صغری و داستانهای زیادی در این زمینه؛
27- 22 حدیث راجع به علائم نواب اربعه در غیبت صغری، کیفیت ارتباط با ایشان و وظایف و تکالیف مردم در غیابشان؛
28- 23 حدیث دربارهی اینکه حضرت دارای سنتهایی از انبیاست و معرفی آن سنتها؛
29- 51 حدیث دربارهی توصیف صورت و سیمای مبارک حضرت با بیان جزئیات آن: قامت ایشان، ابروان، کیفیت قرار گرفتن دندانهایشان و...؛
30- 30 حدیث روش حضرت حجتW را مانند روش رسول خدا9 معرفی میکند؛
31- 24 حدیث بیانگر آزمایشهای خیلی سخت قبل از ظهور، هم برای خود حضرت و هم برای امت است؛
32- 25 حدیث دربارهی اینکه 313 نفر فرماندهان حضرت هستند و دارای علائم خاصیاند؛
33- 7 حدیث دربارهی اینکه وقت ظهور تعیین نشده است و آنکه برای ظهور وقت تعیین میکند، دروغگوست. زمان ظهور به دعا، کیفیت حرکت ما و عوامل دیگری بستگی دارد.
34- 23 حدیث اثبات میکند حضرت حجتW همهی معجزات پیامبران گذشته را با خود دارند؛
35- 29 حدیث دربارهی اثبات نماز خواندن حضرت عیسی بن مریم7 پشت سر امام زمانW؛
36- 37 حدیث بیانگر ظهور بدعتهای عجیب و غریب قبل از ظهور آقا. این بدعتهایی که در علائم قبل از ظهور ذکر شده است، کاملاً آیینهی دنیای امروز ماست.
37- 23 حدیث بیانگر تورم اقتصادی شدید قبل از ظهور حضرت حجتW؛
وجود این احادیث و بیاطلاعی ما نسبت به بسیاری از آنها، نشان دهندهی این است که امروز غریبترین و مظلومترین فرد میان ما، حضرت حجتW است؛ در حالی که ایشان نسبت به ما اشراف کامل و تامّ دارند و عین حضورند.
احادیثی در ضرورت شناخت رسمی امام یا ولایت
نشناختن جایگاه امام در هستی، علت غربت امام7 است. اگر امام را خوب بشناسیم هیچ چیز نمیتواند ما را از مسیرمان خارج کند؛ اما اگر او را درست نشناسیم، نمیدانیم باید منتظر کدام مهدی باشیم!
ما با شناخت رسمی، وظیفه و تکلیفمان را در تمام ابعاد متوجه میشویم. ما باید بدانیم که امروز موظفیم در سایهی چه حکومتی زندگی کنیم. باید بدانیم اگر امام غایب است، کدام حکومت را برای ما امضا میکند. باید بدانیم اگر امروز امام ظهور ندارد، آیا مردم را رها کرده است یا همچنان بر تمام ابعاد زندگی شیعیان حاکم است و برای حکومتش شرایطی گذاشته و دستور داده است در غیابش باید از چه کسی پیروی کنیم؟
اینجاست که به سّر سخن امام راحلمان1 که فرمودند "حکومت، فقط جمهوری اسلامی" پی میبریم. ایشان میدانستند حاکم اصلی امام زمانW است و مقام ولایت فقیه به نیابت از امام زمان حاکم است.
در دنیای امروز دلیل تمام بدبختیها، عقبافتادگیها، کمبودهای مادی و معنوی، نفاق، ریا، رشوه، حقهبازی، تهمت، افترا، خودخوریها، همه و همه نشناختن رسمی امام زمانW است و راه حل همهی این مشکلات هم شناخت رسمی امام یعنی عرفان به ولایت ایشان است.
دربارهی اهمیت شناخت ولایت ائمه احادیث بسیاری بیان شده که در اینجا به چند حدیث بسنده میکنیم:
حضرت امیر7 میفرمایند:
"الْمُتَعَبِّدُ بِغَیْرِ عِلْمٍ، کَحِمَارِ الطَّاحُونَةِ؛ یَدُورُ وَ لایَبْرَحُ مِنْ مَکَانِه."[2]
عبادت کنندهی بدون علم، مثل حمار آسیاست که میگردد و از جای خود بیرون نمیرود.
کسی که عبادت بدون معرفت دارد، مانند حمار آسیاب به دور خودش میچرخد؛ به ظاهر در حرکت است و تلاش میکند، ولی از جایش تکان نمیخورد! یعنی با عبادات، ارتقاء مقام پیدا نمیکند و از آنها اثر نمیگیرد.
زراره از امام باقر7 روایت میکند:
"بُنِیَ الإِسْلامُ عَلَی خَمْسَةِ أشْیَاءَ: عَلَی الصَّلاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الْحَجِّ وَ الصَّوْمِ وَ الْوَلایَةِ."[3]
اسلام بر پنج چیز بنا شده است: نماز، زکات، حج، روزه و ولایت.
قَالَ زُرَارَةُ فَقُلْتُ: "وَ أیُّ شَیْءٍ مِنْ ذَلِکَ أفْضَلُ؟" فَقَالَ: "الْوَلایَةُ أفْضَلُ؛ لِأنَّهَا مِفْتَاحُهُنّ..."
زراره میگوید گفتم: کدامیک از اینها برتر است؟ فرمودند: ولایت برتر است؛ زیرا ولایت کلید آنهاست.
بدون ولایت، همهی آنها - زکات، نماز، حج و روزه- قفل است؛ یعنی نه ظهور دارند، نه اثر و ثمره؛ یعنی عبادات مهم، بدون ولایت، هیچ چیزی ندارند! در نماز و حج و زکات و روزه، ولایت است که راه را نشان میدهد.
ابوحمزهثمالی نقل میکند که حضرت زینالعابدین7 فرمود:
"إِنَّ أفْضَلَ الْبِقَاعِ مَا بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ؛ وَ لَوْ أنَّ رَجُلاً عُمِّرَ مَا عُمِّرَ نُوحٌ فِی قَوْمِهِ، ألْفَ سَنَةٍ إِلاّ خَمْسِینَ عَاماً، یَصُومُ النَّهَارَ وَ یَقُومُ اللَّیْلَ فِی ذَلِکَ الْمَوْضِعِ، ثُمَّ لَقِیَ اللهَ بِغَیْرِ وَلایَتِنَا، لَمْ یَنْفَعْهُ ذَلِکَ شَیْئاً"[4]
همانا بهترینِ بقعهها بین رکن و مقام است؛ و اگر انسانی به اندازهی عمر نوح در میان امتش، 950 سال عمر کند، روز را روزه دارد و شب را در آن مکان - بهترین بقعه که بین رکن و مقام است- به تهجد بپردازد، سپس خدا را در غیر ولایت ما ملاقات میکند، آن [اعمال] سودی به او ندهد.
|
گمان میکردم که دین صوم و صلاة است |
|
جهاد و حج و خمس است و زکات است |
|
ولــی بـشـنـیــدم از روشــن ضـمـیـری |
|
کـه مهـر دوسـت، اسبـاب نجـات اسـت |
[1]- اشاره به بحارالأنوار، ج52 ، ص226 : "إِنَّ الْقَائِمَ مِنْ وُلْدِ عَلِیٍّ7 لَهُ غَیْبَةٌ کَغَیْبَةِ یُوسُفَ"؛ قائم از فرزندان علی است، غیبتی همچون غیبت یوسف دارد.
[2]- غررالحکم، ص41.
[3] - الکافی، ج2، ص 18.
[4]- بحارالأنوار، ج27، ص173.
نظرات ()