غربت امام
در مظلومیت حضرت مهدی همین بس که با اینکه از هیچ یک از معصومین به قدر حضرت مهدی شناسنامهی موثّق با همهی جزئیات در دسترس نیست در عین حال که این قدر راهِ شناخت ایشان باز و سهلالوصول است و این قدر از طرف اجداد مطهّرشان برای شناخت ایشان تلاش شده است مظلومتر و غریبتر از حضرت ولی عصرW در این زمان وجود ندارد. بعضی از حضرات، اگرچه حکومت تشکیل دادند، ولی مسؤول حکومت جهانی نبودند؛ اما چون حکومت حضرت مهدیW، حکومتی جهانی خواهد شد و یکپارچه تسلط شیطان را نفی خواهد کرد و تیشه به ریشهی حاکمیت شیطان خواهد زد، تلاش شیطان در از میان بردن زمینهی ظهور، قویتر است. اما باید دانست که این درد نیست! طبیعی است. درد کجاست؟ درد و مصیبت آنجاست که در میان کسانی که ادعای یاد و محبت مهدی موعودW را دارند و انتظار او را میکشند، امام غریب است و کسی حقیقت نورانیت ایشان را نمیشناسندW هستیم، این چنین نفوذ کند؟! چرا جوانهای ما شناختشان از هنرپیشهها، رمان نویسها یا رجل سیاسی، خیلی بیشتر از امام زمانشان است؟! اینها درد جامعهی ماست
"هانری کُربَن" یکی از خاورشناسان و اسلامشناسان غرب است، که مرتب به ایران سفر میکرده و با بزرگانی همچون علامه طباطبائی; نشست و برخاست داشته و با ایشان به بحثهای گوناگون فلسفی، اسلامی و عرفانی میپرداخته است. علامه نقل کردند که روزی به هانری کربن گفته است که آیا شما برای عبادت - وقتی به کلیسا میروید- دعاهای مخصوصی دارید، یا هر کس با زبان خود با خدا مناجات میکند؟ کربن پاسخ داد که ما، هم دعاهای مخصوص داریم و هم هر کس با زبان خودش میتواند مناجات کند.
اما من تمام نیایشهای مهدیِ شما را جمع کردهام و وقتی به کلیسا میروم با آنها با خدا مناجات میکنم، چون معتقدم از طریق قلبِ عالم امکان، میشود با خدا ارتباط کرد.
ببینید
! چقدر دردناک است که او بگوید من در کلیسا با نیایشهای امام شما با خدا صحبت میکنم، ولی ما با اینکه همگی ادعای عشق مهدی را داریم، با مناجاتها و نیایشهای امام آشنایی نداریم؟! به راستی ما چقدر مقیّدیم که از لسان امام با خدا صحبت کنیم و تنها با این واسطه با خدا ارتباط داشته باشیم؟! چقدر این واسطه را شناختهایم؟! این را میگویند غفلت در عین یاد؛ فراموشی در عین حضور؛ واقعاً جا دارد انسان خون گریه کند! چرا که نشان میدهد که ما با امام زمان و محور هستیمان در نزول و صعود، غریبهایم
مگر خود امام در توقیعاتشان به ما امر نکرده
اند که چگونه خدا را بخوانیم؟ آنجا که در بیان زیارت آل یس میفرمایند"بِسْمِاللهِالرَّحْمنِالرَّحِیمِ؛ لا لِأمْرِ اللهِ تَعْقِلُونَ وَ لا مِنْ أوْلِیَائِهِ تَقْبَلُونَ! حِکْمَةٌ بالِغَةٌ فَما تُغْنِ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لا یُؤْمِنُونَ؛ السَّلامُ عَلَیْنَا وَ عَلَی عِبَادِ اللهِ الصَّالِحِینَ. إِذَا أرَدْتُمُ التَّوَجُّهَ بِنَا إِلَی اللهِ تَعَالَی وَ إِلَیْنَا، فَقُولُوا کَمَا قَالَ اللهُ تَعَالَی: سَلامٌ عَلَی آلِ یس؛ السَّلامُ عَلَیْکَ یَا دَاعِیَ اللهِ وَ رَبَّانِیَّ آیَاتِه...
! حکمتی است بالغه و رسا، ولی کفایت نکنند نذیران و ترسانندگان برای قومی که ایمان نمیآورند؛ سلام بر ما و بر بندگان شایستهی خدا. هرگاه خواستید به وسیلهی ما، به سوی خداوند تبارک و تعالی و به سوی ما توجه کنید، پس بگویید چنانکه خدای تعالی فرموده: سلام بر آلیاسین؛ سلام بر تو ای دعوت کنندهی خلق به سوی خدا و مظهر آیات الهی
ما در عین حال که یاد حضرت مهدی
W هستیم، یاد او نیستیم! یعنی یادی که امروز از او داریم، یادی است که عین فراموشی است؛ نه یادی که خدا به آن راضی شود. اما چرا شیطان ما را کاملاً غافل نکرده است؟ چون میداند اگر بگوید: "مهدیW، دروغ است؛ او را قبول نکن و رهایش کن"، محال است زیر بار حرفش برویم و امام را کنار بگذاریم. اینجاست که پردههایی بر این حقیقت میاندازد، تا تأثیرات یاد امام را در وجود ما کمرنگ کند.
غیبت الهی و غیبت شیطانی غیبت امام، چیزی خارج از عقیدهی ما نیست شیطان با این حربه، هر کدام از فرَق گوناگون معتقد به مهدی را به نوعی فریفته است شیطان حتی دست از سر ما شیعیان هم بر نداشته است به راستی این چه اعتقادی است که نه با لطف دائمی خدا میسازد، نه با فلسفهی انتظار و غیبت؟
ما چون این سؤال
ها را از خودمان نمیپرسیم، به غیبتی که نفس و هوی به خوردمان داده است، قانع شدهایم! چرا که به ما گفتهاند اگر به مهدیW اعتقاد داری، به غیبتش هم باید معتقد باشی. ما هم معتقدیم؛ ولی نه با دیدگاه درست، اصولی و صحیح
اعتقاد صحیح به غیبت، آن قدر زیباست که شاید بیش از هر چیز دیگر، در انسان، انرژی، تحرک، عشق، شوق و ارتباط ایجاد میکند
. اما متأسفانه میبینیم اعتقاد به غیبت غلط، در طول تاریخ آن قدر رکود ایجاد کرده که عدهای میپندارند اشکالی ندارد حکومتهایی چون بنیامیه، بنیعباس، حکومت شاهنشاهی، آمریکا و... کار خودشان را بکنند و مردم هم بنشینند و زندگیشان را بکنند! آنها معتقدند اگر چنین حکومتهایی، در ابعاد اقتصادی، سیاسی، اخلاقی و...، هر طور خواستند مردم را در منجلاب فساد و بدبختی فرو بردند، نباید اهمیت دهند و وقتی آقا بیاید، خودش حسابشان را میرسد و گردنشان را میزند
دقت کنید
! ما در غیبت چنین چیزی نداریم. درست برعکس؛ اعتقاد صحیح به غیبت بود که امام خمینی1 را چنان به شور و حرکت انداخت که در دنیا برای اولین چنین انقلابی را ایجاد کرد. این اعتقاد به غیبت کجا و آن کجا؟
به نظر شما ما باید جزء کدام دسته باشیم؟ آیا باید مثل فرقههایی باشیم که به ظاهر، عاشق امام زمان
اند، اما معتقدند که باید سر جایشان بنشینند تا ظلم، دنیا را پر کند، آن وقت امام بیاید؟! آنها که معتقدند اصلاً در زمان غیبت نباید امر به معروف و نهی از منکر کرد، نباید جنگ و قیام کرد؟! میگویند حضرت خودش مسؤول است؛ خودش میآید و کارها را درست میکند
هایی باشیم که در صحنههای جهاد حق علیه باطل، آن هم در هر زمان حضور داشتند؟! آنها که در قیامها فریاد زدند و زیر شکنجهها شهید شدند؛ آنها که وظایف خود را در تمام صحنههای عبادی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به دستور و فرمان امام انجام میدهند و میدانند که "فَالْحَقُّ مَا رَضِیتُمُوهُ وَ الْبَاطِلُ مَا سَخِطْتُمُوهُ وَ الْمَعْرُوفُ مَا أَمَرْتُمْ بِهِ وَ الْمُنْکَرُ مَا نَهَیْتُمْ عَنْه
یا باید مثل آن
باید ببینیم حضرت مهدی
W کدام دسته را میپسندد و امضاء میکند. باید ببینیم پیامبر9، علی، فاطمه، حسن، حسین تا امام حسن عسگری: سرّ غیبت را چگونه برای ما باز کردهاند. اگر سخنانشان را بررسی کنیم، خواهیم دید آن غیبتی که شیطان میگوید، اصلاً با اصل امامت و ظهور آن، که ریشه در لطف خدا دارد، علت غایی موجودات است و رتبهی بالایی برای آنکه رتبههای پایین با آن به منصهی ظهور برسند، نمیسازد
لازمهی شناخت رسمی امام، بررسی براهینی است که در ضرورت امامت و لزوم اطاعت از امام مطرح شده است که إنشاءالله در ادامه به بررسی برخی از آنها ها میپردازیم
نظرات ()