رجب شهر الله - آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

رجب شهر الله
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ۱۳۸۸
 

چرا عمل نمی‌کنیم؟!

چرا ما این‌ها را باور نداریم؟ که اگر باور داشتیم, کم نمی‌گذاشتیم. شرایط را بهانه نمی‌کردیم. بدبختی ما این است که عادت کرده‌ایم همه چیز جور باشد، تا بندگی کنیم. متأسفانه معیار ارزیابی ما برای انجام عبادات، آماده بودن شرایط است. اکثریت ما به بهانه‌ی فراهم نبودن شرایط مادی صوری و ظاهری نمی‌توانیم بسیاری از عبادات و اعمال ماه رجب یا ماه‌های دیگر را انجام دهیم؛ یعنی نه تحمل سختی را داریم و نه تحمل فشار و مشکلات را. ولی باید بدانیم هیچ گاه شرایط خارجی برای ما آماده نمی‌شود؛ چرا که خاصیت ماده، کون و فساد است, نه آرامش و راحتی.

در مسیر حرکت روحی باید سختی و فشار کشید، تا عروج حاصل شود؛ "لقد خَلقنا الإنسان فی کبَد"[1].

ما در این زمینه بسیار سست حرکت می‌کنیم. بسیار پیش آمده که می‌گوییم: دلم می‌خواست روزه بگیرم یا فلان ذکر را بگویم، ولی کاری پیش آمد؛ دلم می‌خواست نمازهایش را بخوانم، ولی مشکلی پیش آمد؛ دلم می‌خواست شب‌هایش را احیاء بگیرم، اما نشد؛ و…. ما همه‌ی این مشکلات را به نامساعد بودن شرایط خارجی نسبت داده‌ایم و بر اساس این بینش غلط -یعنی اصالت دادن به ماهیت- از انوار نورانی این حقایق، محروم مانده‌ایم.

ما غافلیم از اینکه، اگر فقط یک قدم به سوی خدا برداریم، "جاهدوا فینا", اگر در درون خود، با سختی مبارزه کنیم، دیگر در خارج، آن کار برایمان سختی ندارد. اصل حدّت هر کاری در نفس است. وقتی در نفس شکست، در خارج هم می‌شکند. وقتی در نفس حدّت سختی را شکستی, تمام اشیاء آرام آرام، رام دستت می‌شوند.

بسیاری از ما، حقایقی را که از جانب حق‌تعالی و ائمّه‌ی معصومین-علیهم‌السلام- بیان شده، جدی نمی‌گیریم و فکر می‌کنیم حتماً باید خدا و پیامبر و امام در کنارمان بنشینند و به ما بگویند: فلان ذکر را ترک نکن، تا ما عمل کنیم! در حالی که پیامبر و امام، حیات و ممات ندارند و هر چه در زمان خود گفته‌اند، امروز هم جاری است.



[1]- سوره‌ی بلد، آیه‌ی 4 [همانا ما انسان را در رنج آفریدیم.]


البته باید توفیق انجام عمل را به ما بدهند. ولی توفیق را هم به کسی می‌دهند که طالب حقیقی باشد و بینشش، بینش وجودی بوده، هیچ توجهی به شرایط خارجی نداشته باشد؛ یعنی آسانی، سختی، درستی و غلطی عالم خارج و نظرات اشخاص بر او اثر نگذارد. چه، اگر به قدر تار مویی شرایط خارجی، توجه ما را به خود جلب کند، توفیق از ما سلب خواهد شد. باید مطلقاً، آن طرف را نگاه کنیم و نظرمان به درون باشد؛ در این صورت، خودشان توفیق می‌دهند. اصلاً یک کلام، خودشان کار می‌کنند.

همین که ما را زنده نگه داشته‌اند تا ماه رجب را درک کنیم، خود، توفیق بزرگی است. چه توفیقی بالاتر از اینکه خورشید بیاید و به مرده‌ای که منجمد شده و لحظات و نفس‌های آخر عمرش را می‌گذراند، جان تازه‌ای بخشد؟! چه توفیقی بالاتر از اینکه بر مرده‌ای که از شدّت انجماد، نفَسش بالا نمی‌آید، دم مسیحایی بدمد؟!

ماه رجب چنین اثری دارد. گویی ما را در حال سکرات، در معرض دم مسیحایی این ماه قرار داده‌اند؛ ولی اگر به حقیقت آن توجه نکنیم و شکر این نعمت را به جا نیاوریم، "لأزیدنّکم"[1] در پی نخواهد داشت.

شکر اینکه ما در ماه رجب زنده‌ایم، خود، برکات بیشترِ "لأزیدنّکم" را به دنبال می‌آورد؛ ولی درک نکردن این توفیق، که مثلاً بگوییم: "ماه رجبی دیگر هم آمد، إن‌شاءالله اگر موقعیت، مناسب باشد، دنبال اعمالش خواهم بود"، باب فیض الهی را بر ما می‌بندد.

خیلی دقت کنید! ماه رمضان "ضیافة الله" است و خداوند در این ماه, سفره‌اش را باز کرده و همه‌ی بندگانش را به این ضیافت دعوت کرده است، تا هر کس می‌خواهد بخورد, بخورد و هر کس نمی‌خواهد, نخورد! اگر بخورد، او را می‌برد و اگر نخورد, نمی‌برد؛ ولی در ماه رجب، اگر بخوری, دهری می‌برد! در ماه مبارک, اگر بخوری، می‌برد ولی دهری نمی‌برد؛ در حد همان زمان, اجرش را به تو می‌دهند. "ضیافةالله" است. سفره‌اش را باز کرده و همه را هم دعوت کرده است.  اگر روزه‌اش را بگیری، در سفره‌ی حضرت حق‌تعالی وارد می‌شوی و بهره‌اش را می‌بری، ولی دهری نیست؛ یعنی یک عمل زمانی‌ات را, سالیان سال برکت نمی‌دهد؛ ولی در ماه رجب پرورش خدا به گونه‌ای دیگر است.

گفت پیغمبر نفحت‌های حق
 

اندرین ایام می‌آید سبق
 

گوش هوش دارید این اوقات را

در ربائید این چنین نفحات را

نفحه‌ای آمد شما را دید و رفت

هرکه‌رامی‌خواست‌جان‌بخشیدورفت

نفحه‌ای دیگر رسید آگاه باش

 

تا از این هم وا نمانی خواجه تاش
 



[1]- اشاره به آیه‌ی 7، سوره‌ی ابراهیم: "لئن شکَرتم لأزیدنّکم"


 
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet