شب قدر شب طلب... - آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

شب قدر شب طلب...
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۸:٤٥ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٥ امرداد ۱۳۸۸
 

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

"الحمدلله رب العالمین و الحمدلله الذّی هدانا لهذا و ما کنّا لنَهتدی لولا أن هدانا الله، اللّهم ألهمنی التقوی و أنطقنی بالهدی و وفّقنی للّتی هی أزکی و وفّقنی لما تحبّ ربی و ترضی و جنّبنی مِن اتّباع النفس و الهوی"

ان‌ شاء ‌الله بتوانیم با خروج از اندیشه‌ها و نظرات خود در نگرش مذهبی، به دایره‌ی کلّی توحید علوی وارد شویم و موانع برون‌ذاتی و درون‌ذاتی ظهور نور حکومت الهیِ حضرت مهدی-عجّل‌الله ‌تعالی‌فرجه‌الشریف- را با دو بال علم و آگاهی، و عمل و وارستگی از میان برداریم، تا بدین وسیله ظلمات و سیاهی وجود خویش را -که بنا بر "بما کسبت أیدیکم"[1] از خودمان است- در لیله‌ی قدر، با سفیدی مطلع الفجر ظهور حضرت مهدی-عجّل‌الله‌تعالی‌ فرجه‌الشریف- از بین ببریم.

 

شب قدر, تولد دوباره‌ی انسان

شب قدر، شب تولد است. شبی است که اعمال ما در اتّحاد با عاملش[2]، به امضای حضرت حجّت-عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- می‌رسد؛ اعمالی که جوهر صفات ما را می‌سازند و آن صفات هم، جوهره‌ی عقل و اندیشه‌مان را؛ عقل و اندیشه هم، ابدیت و هویت ما را تشکیل می‌دهد.



[1]- سوره‌ی شوری، آیه‌ی 30 [(و آنچه از مصائب به شما می‌رسد،) به خاطر کارهایی است که خود کرده‌اید.]

[2]- در نظام وجود، عمل، بدون عامل در نظر گرفته نمی‌شود.


اگر امشب، قلب و وجودمان را از اغیار، تعلّقات، کینه‌ها، دل‌تنگی‌ها، ضیق‌ها و ناراحتی‌ها خالی کنیم و صحیفه‌ی جانمان را -همان گونه که از مادر متولد شدیم و هنوز چیزی از فجور و تقوا[1] بر روی آن نقش نبسته بود- در میدان جذبه‌ی ولایت حضرت حجّت-عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- بگذاریم، وجود خود را در این میدان، آرزومند وصل به مطلوبش می‌یابیم و به امضای حضرت در سیر کمالمان می‌رسیم.

برای رسیدن به این هدف، باید نیاتمان را خالص کنیم و بافت‌های ذهنی و اوصاف و رذایل خودی را از قلبمان بیرون بریزیم؛ چرا که در لیالی قدر، به جز چند دسته که اصرار بر رذایل اخلاقی دارند، همگان آمرزیده می‌شوند. باید از تعلّقات دنیایی و نگرانی‌های جزیی و زاویه‌ای بیرون بیاییم و در یک نگرش کلّی، منافع کل را -که خدا، توحید و اهداف عالی امام زمان-عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف- است- بخواهیم.

دستگاه آفرینش، امشب در دایره‌ی کلّی کار می‌کند و ما هم از کل جدا نیستیم؛ پس باید منافع خود را در دایره‌ی کلی بخواهیم، تا از هر چه به کل داده می‌شود بهره‌مند شویم. امّا اگر در زاویه خودی بمانیم، چیزی به ما نمی‌دهند!

آن‌که در دایره‌ی شیرین ولایت بیاید و دلش را به دل‌‌دار دهد، او را می‌خرند و بذر وجودی‌اش را می‌پرورانند.

روزیِ ما از آسمان است و این شب‌ها، از اوقات ریزشِ این فیض آسمانی است.

"و فی السّماء رزقکم و ما توعدون، فوربّ السّماء و الأرض إنّه لَحقّ مثل ما أنّکم تنطقون."[2]

[و روزی شما و نیز آنچه وعده داده شده‌اید، در آسمان است. سوگند به پروردگار آسمان و زمین این روزی، حق است، همان گونه که شما سخن می‌گویید!‍‍]

انسان، جامع تمام فصول[3]، یعنی دربردارنده‌ی مراتب تمام عوالم هستی و فعلیّت اخیر همه‌ی موجودات -مرتبه‌ی نباتی، جمادی و حیوانی- است. مرتبه‌ی حیوانی او تأمین شده و خداوند عادل، روزی بُعد حیوانی‌اش را تضمین کرده است؛ بنابراین نباید به دنبال آن بدود؛ که تحصیل حاصل، محال است! نباید حرص دنیا را بخورد.

مخصوصاً در این شب‌ها باید قدری از بُعد حیوانی خارج شویم و طالب بُعد انسانی خود باشیم، تا به درد وجودمان و درمان آن پی ببریم. باید برای رهایی از درد دوری از بعد انسانی‌مان، قدری از فضای شهوت، غضب، وهم و خیال خارج شویم و از خواست‌ها و آرزوهای بُعد حیوانی عبور کنیم.



[1] - اشاره به آیات 7 و 8 سوره‌ی شمس "و نفس و ما سوّاها. فألهمها فجورها و تقواها"

[2] - سوره‌ی ذاریات، آیات 22 و 23

[3] - در منطق به آن، فصل‌الفصول می‌گویند.


 
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet