در آغاز فروردین، آدم آفریده شد و آن روز فرخنده ای است برای خواسته ها و برآورده شدن آرزوها و آموختن دانش و زنا شویی و سفر و داد و ستد. در آن روز خجسته، بیماران بهبود می یابند و نوزادان به آسانی زاده می شوند و روزی ها فراوان می گردد. "
این سخن، مهر تأیید جعفر بن محمد صادق، ششمین امام شیعیان بر آیین نوروز است؛ آیینی که به خلاف عقیده رایج ، نه زاییده زرتشت است و نه آفریده آریایی ها. بلکه آیینی است سرزمینی تا همه اقوام و ادیانی که پای در این کهن دیار گذاشته اند ، بدان شادباش گویند؛ خواه آریایی، خواه زرتشت، خواه اسلام.
در واقع، آن چنان که عبدالحسین زرین کوب در کتاب تاریخ مردم ایران می گوید، وقتی اسلام به ایران آمد و دنیایی تازه را با خود آورد، " همه چیز در زمین و آسمان جا به جا شد اما همه چیز در پرتو نظمی دیگر که صبغه الهی و منشأ آسمانی داشت باز همچنان استوار پابرجا ماند: انگره مینو با نام تازه اش همچنان بار گناه تمام انسان ها را به گردن گرفت و اهورمزد با یک اسم دیگر خویش در اوج قله تنزیه و تقدیس فایقی که داشت از اتهام هرگونه عارض و منازعی در ملک و قدرت لایزالی خود منزه ماند. "
نوروز نیز چنین سرنوشتی داشت و خیلی زود قدسیتی را که زرتشت بدان بخشیده بود در آیین محمد بازیافت. در دنیای تازه، ایران بخشی از خلافت بزرگ اسلامی بود که دریای مدیترانه تا رود سند را دربرمی گرفت. گرچه دیگر مفهوم ایرانشهر از دست رفته بود و این بسی دردناک بود اما محو مرزهای ایران و انیران مجالی پیش پای نوروز گذارد تا سوار بر توسن آیین تازه نفس، در اقصای دور پراکنده شود .
به گفته برتولد اشپولر، ایران شناس فقید آلمانی، اعراب مسلمان به ویژه در زمان عمر ابن عبدالعزیز، خلیفه اموی ، کوشش کردند تا جشن های نوروز و مهرگان را منسوخ کنند اما این رسم چنان با عمق اندیشه و احساس ایرانیان پیوند خورده بود که به زودی پیروزمندانه جایی برای خود باز کرد و با اوج گرفتن عباسیان در همه جا فراگیر شد.
با این حال، رد پای همان کوشش های نافرجام نیز هرگز در تشیع دیده نشد و مذهبی که مقدر بود در سده های بعد مذهب ملی ایرانیان شود بی درنگ از در تأیید و تکریم نوروز وارد شد.
امامان شیعه از نوروز بسیار یاد کرده اند و درنکوداشت آن سخن ها گفته اند. از جمله
می توان به این روایت منتسب به موسی ابن جعفر، امام هفتم شیعیان اشاره کرد که گفته است: " نوروز ، نخستین روزی است که آفتاب بدمید و بادهای وزنده بوزید و گل های روی زمین پدید آمد و هم جبرئیل بر پیامبر نازل شد و هم پیامبر علی را بر دوش خود گرفت تا بت ها را از خانه کعبه بینداخت. " ( محمد باقر مجلسی : السماء و العالم ، این سخن با اندکی تغییر از قول امام ششم نیز نقل شده است.)
در این راه، تشیع تا بدان جا پیش رفت که امام ششم، اعمال مذهبی خاصی را برای نوروز مقرر ساخت. این تعالیم که در مفاتیح الجنان، معروف ترین کتاب ادعیه شیعیان آمده شامل غسل کردن ، پوشیدن جامه های پاکیزه ، خوشبو کردن بدن ، روزه گرفتن و به جای آوردن نماز مخصوص است.
بررسی سندیت احادیثی از این دست نیازمند کنکاشی وسیع در متون دینی است، اما نفس وجود آن ها در منابع شیعه نشانگر استقبال تشیع از نوروز است. این استقبال به قدری چشمگیر بود که به تدریج تمایز میان آیین باستانی نوروز و آیین شیعی نوروز را دشوار ساخت .
امروزه شاید مشکل بتوان باور کرد که چهارشنبه سوری رسمی شیعی است و نه باستانی . اما مرتضی هنری، پژوهشگر فرهنگ عامه در یکی از نوشته های خود تصریح می کند: " شکی نیست که این آیین مربوط به پس از اسلام است. زیرا ایرانیان شنبه و آدینه نداشتند و هر یک از دوازده ماهشان بی کم و بیش سی روز بود که هر روز به نام یکی از ایزدان خوانده می شد. مانند هرمزد روز ( روز اول ) ، بهمن روز ( روز دوم ) و ... "
او می افزاید: " اگر چگونگی و اعتقادات این جشن در بعضی مناطق از فرهنگ اسلامی رنگ پذیرفته است، به دلیل دلبستگی عمیق ایرانیان به اسلام و تشیع و بزرگداشت امامان است، زیرا در بعضی مناطق ایران مراسم چهارشنبه سوری در آخرین چهارشنبه ماه صفر برگزار می شود و موجب انجام جشن چهارشنبه سوری را قیام مختار ثقفی به خونخواهی حضرت حسین می دانند. "
در عین حال بارزترین نمود درآمیختگی نوروز و تشیع را باید در نوروزخوانی نواحی ایران پیدا کرد که رسمی کهن اما رو به زوال است.
وجه مشترک همه اشعار نوروز خوانی رثای پیامبر و امامان در کنار توصیف بهار و طبیعت است و حضور باورهای شیعی در آنها چندان پررنگ است که گاه نوروزخوانی به روضه خوانی پهلو می زند.
برای مثال در نوروزخوانی های مازندران به این ابیات برمی خوریم که:
بهار آمد درختان بار و میوه
عروس قاسمت گردیده بیوه
بهار آمد درختان می خورن آب
سکینه از عطش گردیده سیراب
در برخی نوروز خوانی های گیلان نیز این بیت به عنوان ترجیع بند تکرار می شود که:
عزیزان نوبهاره نوبهاره
که لیلا داغ اکبر بی قراره
همچنین در نوروزخوانی های دامغان، نعت امامان و ذکر مصایب شهیدان کربلا کاملا بر مدح نوروز سایه افکنده و ابیات اندکی به بهار و طبیعت اختصاص یافته است.
جهانگیر نصر اشرفی که تعدادی از این اشعار را در کتاب " خنیاگران نوروزی " گردآورده ، پاره ای نوروزخوانی های کشورهای تاجیکستان و ترکمنستان را نیز ثبت کرده اما جالب است که این نوروزخوانی ها یکسر به وصف بهار و طبیعت می پردازند و حتی ستایش خدا و پیامبر در آنها به چشم نمی آید.
چنین می نماید که با قدرت یابی صفویه در سده شانزدهم میلادی ( دهم هجری ) و انتخاب تشیع به عنوان مذهب رسمی ایران، نوروز بیش از پیش صبغه شیعی پیدا کرد. به احتمال زیاد دعای معروفی که در زمان تحویل سال نو خوانده می شود و به دگرگونی حال آدمیان اشاره دارد از دوره صفویان وارد آیین نوروزشد؛ زیرا در کتاب های متقدم شیعه اشاره ای به این دعا نشده است.
بر اساس پژوهش محمدعلی دادخواه درباره هفت سین، در عصر صفوی تغییراتی در هفت سین داده شد. در این زمان سینی های هفت قل می ساختند و روی آنها هفت آیه از قرآن را که با " قل" آغاز می شد ، کنده کاری می کردند.
این رسم اکنون منسوخ شده اما رفتن به آستانه امامان و امام زادگان هنگام تحویل سال همچنان تداول دارد، چندان که در نوروز ۱۳۸۵ جمعیتی بالغ بر چهار و نیم میلیون نفر آغازین روزهای سال را در کنار آستان امام هشتم شیعیان در مشهد سپری کردند و در بیشتر زیارتگاه های ایران حضور مردم هنگام تحویل سال فراتر از ظرفیت مکانی آنهاست.
در این راه، شیعیان به عنوان اکثریت جامعه ایران کمابیش همان کاری را می کنند که زرتشتیان و کلیمیان و آسوریان و ارمنیان و مسلمانان اهل سنت. تفاوت تنها در اشکال نکوداشت نوروز است و نه محتوا و فلسفه وجودی آن، چرا که به گفته مرتضی هنری در کتاب " نوروزگان " اکولوژی ایران زمین در آیین های نوروزی و در تمامی اکوسیستم های فرهنگی ایرانیان بافته می شود و جلوه گاه تمام زیبایی ها برای مردم است. "
او می گوید: " درباره روزهای مهم برای هر ملت اختلاف نظرهای بسیاری وجود دارد . بیشتر ما که روز تولد خودمان یادمان نیست، چطور می خواهیم مثلا بر سر روز تولد حضرت عیسی توافق کنیم. اما هیچ وقت دقت کرده ایم که در هیچ جا و در هیچ سند نشانه ای نداریم که در مورد نوروز اختلاف نظر داشته باشیم؟ "
نظرات ()