أین الرّجبیون؟
از بعد تکوینی, ماه رجب رحمت خاصهی حضرت حقتعالی است و از ویژگیهای خاصهی این رحمت الهی آن است که، زمینهی خاصی برای صعود, ارتقاء و عروج انسانها فراهم میآورد.
همهی ماهها به خدا انتساب دارند، ولی انتسابشان عینی نیست. اما خداوند، رجب را طوری به خود اختصاص داده که حتی نفرموده: رجب، مال من است. عبارت "شهر الله" در دستور زبان عربی، مضاف و مضافإلیه است و چیز نسبی و صفتی نیست، بلکه عین آن است. یعنی اصلاً رجب، صفت خدا هم نیست. ماهی است که خدا به جامعیتش در آن ظهور کرده و شعاعش را پایین کشیده است.
رجبیون، کسانی هستند که تشنهی خدایند. رجب، ظهور حضرت حقتعالی برای تشنگان لقاست، در حالی که حتی ماه مبارک رمضان، ظهور حقتعالی در سفرهی اسماء است؛ ظهوری برای تشنگان اسماء، بهشت، نعمتها و تخلّقهای صفاتی. البته انسان، در ماه رمضان هم میتواند به صورت جامع به خدا برسد؛ ولی به هر حال، رمضان، ماه خدا نیست؛ ماه مهمانی خداست؛ در حالی که رجب، ماه خدا و ظهور خداست...
حال میخواهیم ببینیم چرا پس از ماه رجب، ماه شعبان است؟ علّت، آن است که ظهور خدا در ماه شعبان به نبوت است و رجبیون وقتی در رجب، خدا را پیدا کردند، به شعبان و رمضان هم میرسند. یعنی در بطن و جلواتش هم نبوت را میگیرند و هم ضیافةالله را میبینند.
رجب، ماه الله و ماه مقام جمع الجمعی خداست. یعنی تمام اسماء در ماه رجب پائین آمدهاند، تا کار کنند. البته اسماء هم اکنون نیز در دایرهی وجود -یعنی دایرهی جبروت، ملکوت و ناسوت- توسط فرشتگان و با جلواتی که در عالم طبیعت و عالم خیال و عالم عقل دارند، کار میکنند. اما در ماه رجب، همهی این اسماء جبروتی، ملکوتی و ناسوتی, در عالم ماده صف کشیدهاند، تا انسان را دهری پرروش دهند.
جبرائیل با اعوان و انصارش صف کشیده، تا تعلیم دهد. میکائیل با اعوان و انصارش صف کشیده، تا روزی دهد. اسرافیل صف کشیده تا مردهها را جان بخشد. عزرائیل با اعوان و انصارش صف کشیده، تا زشتیها را بگیرد و بمیراند. فرشتگان با اعوان و انصارشان همگی پائین آمدهاند، تا دهری کار کنند. این خاصیت ماه رجب است و در هیچ کدام از ماههای دیگر از این خبرها نیست.
راحت بگویم، ماه رجب، ماه یگانگی با خداست؛ ماه یگانه شدن با خدا و به آغوش او رفتن؛ نه به مهمانی او رفتن! اما مگر میشود به آغوش خدا رفت؟! آری، رجب، ماهی است که میتوان خداوند را به طور جامع در فعل، صفت و اندیشه درک کرد و در سه عالم وجود، موحّد شد که زمینهی این ادراک، در اعتکاف بسیار آماده است.
رجب، ماهی است که خداوند، جامع صفات خود را برای تشنگانی که طالب آن صفات هستند و تشنگی خود را ادراک میکنند، در عالم ماده آورده است. در حقیقت، اولین تجلّی خدا -که ظهور ذات به ذات بوده- در ماه رجب صورت گرفته و ظهور آن در عالم ماده در زمانی به نام ماه رجب است. این حقیقت را از مصادف شدن تولّد حضرت علی-علیهالسلام- و بعثت پیامبر-صلّیاللهعلیهوآله-، با این ماه میتوان دریافت، که ارتباط این وجودهای مقدّس را با ماه رجب بیان میکند. این است که هر که به رجب برسد و آن را درک کند، هم شعبان و هم رمضان را درک کرده است. ای خدا، چه کنیم با این همه غفلت؟ خدا میداند اگر پردهها کنار برود و ما ببینیم در ماه رجب زنده بودیم، ولی درکش نکردیم, برای جهنمی بودن ما کافیست. در حقیقت، هیچ چیز برای عذاب انسان, دردناکتر از حسرت نیست؛ "یا حسرتی علی ما فرطت فی جنب الله"[1] هیچ حسرتی بالاتر از این نیست که من در ماه رجب زنده باشم، ولی درکش نکنم. حال خواهم گفت که چرا درکش نمیکنم؛ آن هم به اسم جمعی الله, اسمی که در سایهی آن، چنان رحمت حق بر بندگان سرازیر است که حتی شامل حال دشمنان نیز شده است و جنگ با دشمنان در این ماه حرام شده, تا زمینه و شرایط برای پرورش در دامن امن و امان الهی اسم الله، کاملاً آماده شود.
نظرات ()