خداوندی که ما را خلق کرده و در سیر نزول، ما را در عالم ماده قرار داده است -لقد خلقنا الانسان فی احسن التقویم، ثم رددناه اسفل السافلین- در ماه رجب پائین میآید، تا ما را بالا ببرد. ببینید! خدا ما را آورده، بعد شریعت را باز کرده، آدم تا خاتم، صدوبیستوچهارهزار پیغمبر را فرستاده و انزال کتب کرده است، تا ما در طول زندگیمان با شریعت آنها بالا برویم؛ یعنی این راه، عمومی است. خداوند، بنده را به اسفلالسافلین آورده، بعد محبوبترین، برگزیدهترین و اکمل انسانها را، با شریعت و طریقت و حقیقت فرستاده است، تا انسان را به تدریج به "اعلی علیین" -که همان احسن تقویم است- برسانند. اما در ماه رجب، کار به ارسال رسل و انزال کتب نیست؛ هر چند بعثت هم در ماه رجب انجام گرفته؛ اما کار به اینها نیست! در ماه رجب، خود خدا پائین میآید، تا بنده را صعود دهد و ببرد. یعنی این گونه نیست که رسول و شریعتش بیایند و انسان را عروج دهند؛ در عین اینکه هر دوی اینها هستند؛ اما خودش میآید پائین، تا بنده را ببرد...
نمیدانم چگونه برایتان توضیح دهم ! این زبان، الکن است از اینکه این حقایق را باز کند. وجود باید اینها را بچشد. تنها، وجودی که رجب را ادراک کرده است, میفهمد خدا پائین آمده, یعنی چه! من میفهمم که اگر بخواهم مهندس شوم، باید دوازده سال در مدرسه درس بخوانم، بعد چند سال هم در دانشگاه ادامهی تحصیل دهم. اما اگر بشنوم شخصی یک مرتبه از کلاس اول، جهشی به دانشگاه آمده است, متعجب میشوم؛ راحت نمیپذیرم. به خود حضرت حقتعالی قسم میخورم، که ماه رجب این است! در ماه رجب, خداوند به کلاس اول میآید و شاگرد را به آخرین کلاس میبرد و به لقایش میرساند؛ منتهی به شرط اینکه کسی پایش را در ماه رجب بگذارد. "اَلا فَتَعرَّضوا لها"؛ خودش را در مقابل این نسیم قرار دهد. وجودش را لخت کند، یعنی رنگهای وجود را بیرون بریزد و بایستد، تا نسیم به او بوزد. در ماه رجب، حق به استقبال بنده میآید. در ماه رجب، خداوند به بندهاش لطف کرده و در جلوهی رحمت, پائین آمده است، تا جهت حرکت انسان را به سوی بالا کند و او را به مقصد برساند.
به عبارت دیگر، در نظر بگیرید که خورشید در وسط روز و در وقت زوال به زمین نزدیکتر است؛ فی ایام دهرکم نفحات است. مثل این است که به زمین بگویی: زمین! در وسط روز, خورشید، عنایت خاصی به تو میکند، که در وقت صبح، چاشت، بعد از ظهر و غروب اصلاً نمیکند. پس بیا و مدت زوال, مواظب باش روی خودت پرده و حجابی نگذاری، اگر هم داری بردار. اگر در درونت بذرهایی است، بدو، خودت را در معرض زوال شمس قرار بده؛ چرا؟ چون نورش قوی کار میکند. چون حرارتش قوی کار میکند. وقتی قوی کار کرد، تأثیرش روی تو بیشتر است. بذر تو را سریعتر به ثمر میرساند. هنگامی که خورشید در زوال پائین میآید، به همان اندازه که در زمین مستعد, بذر را سریعتر رشد میدهد، به همان نسبت هم اگر زمینه نامساعد باشد, اگر نجاستی باشد، ظهور آن نجاست را شدیدتر میکند.
ماه رجب چنین است. همانطور که در ساعتی از روز, خورشید پائین میآید، تا جائی که سایه محو میشود، در ماهی از سال به نام رجب, منها, ماهیتها، خودیها و گناهها محو میشوند. به شرطی که فرد، خود را در مقابل نور آن قرار دهد و به اختیار و انتخاب و شوق و جذبه و عشق در معرضش قرار گیرد؛ از سختیهایش فرار نکند؛ به عادتهای غلط یازده ماه بخور و بخواب و عبادات صوری, بسنده نکند و پا را در وادی مشکلات و سختیهایش بگذارد، تا ببیند که چطور این ماه او را زنده میکند و بالایش میبرد. در ماه رجب، حق تعالی خودش پائین میآید و به تو نزدیک میشود.
ای قلب، ای درون، ای انسان منتخب، ای مختار، "اعرف قدرک". این یک ماه را دریاب؛ خودت را بیمه کن. تو که همت نداری تا بذرهایت را خودت به ثمر بنشانی. یک گوشهاش را میخواهی درست کنی، ده گوشهاش را خراب میکنی! حالا که خورشید پائین آمده، "الا فتعرضوا لها"، جلویش قرار بگیر! رحمت حقتعالی به زمینیان، نزدیک است تا خاکی را افلاکی و فرشی را عرشی کند و ابواب انس خودش را به روی قلب انسان بگشاید. آن را دریاب! یک موقع ما میخواهیم به خدا نزدیک شویم، باید کلی جان بکنیم، آیا بشویم یا نشویم؛ یک موقع خدا آغوش باز میکند و ما را بغل میکند. اگر این را در ماه رجب چشیدی, در یازده ماه دیگر بیمهای. این التذاذ، شیرینی، جذبه، لذت، این حضور و انس، آن چنان تو را غرق در خودش میکند، که یازده ماه دیگر اصلاً دیگر نمیتوانی از آن بیرون بیایی! نمیتوانی توجه به نفس, هوی, دنیا، غیر, موانع، عرف، عادت و امیال نفسانی بکنی. وقتی خداوند، جنگ با دشمنان را در این ماه حرام میکند و دشمن را در حیطهی امنیت خود قرار میدهد، ببینید با دوست چه میکند!
ادامه دارد...
نظرات ()