خدا پایین آمده!
در آیهای که خداوند، موسی و هارون را میفرستد تا فرعون را هدایت کنند, آمده است: "فقولا له قولاً لیّناً"
درست است که فرعون، دشمن من است، در مقابل من ایستاده، "أنا ربّکم الاعلی" میگوید و ادعای خدایی میکند, اما وقتی شما دو نفر میخواهید با او سخن بگوئید، سخن لیّن و نرم بگویید. یعنی خدا با دشمن خودش هم مهربان است...
یحیی بن معاذ -که یکی از اولیاء خدا در زمان حضرت رسول اکرم-صلیاللهعلیهوآله- بود و مقام خاصی داشت- وقتی آیهی "فقولا له قولاً لیّناً" را میخواند، خودش منقلب میشد و به خدا خطاب میکرد:
"هذا رِفقُک بمَن یدّعِ الرّبوبیة, فکیف رفقک بمن یدّع العبودیة؟"
[خدایا! این رفق و محبت و مهربانی تو برای کسی است که ادعای ربوبیت میکند؛ تو با کسی که ادعای عبودیت میکند، چه میکنی؟]
وقتی خداوند در ماه رجب جنگ با دشمن را حرام میکند، ببینید با دوستی که میخواهد در معرض وزشها و نسیمهای جانبخش و نفحههای خاص الله قرار بگیرد, چه میکند؟
"هذا رفقک لمن آذاک, فکیف رفقک لمن یؤذی؟"
[این رفق و لطف و محبت تو در مقابل کسی است که تو را آزار میدهد؛ پس با کسی که در راه تو اذیت میبیند، چکار میکنی؟]
"هذا رفقُک لمن جحدک، فکیف رفقک لمن وحّدک؟"
[این محبت تو برای کسی است که با تو به مقابله برخاسته؛ پس با آن کس که موحد است, چه میکنی؟]
در هر صورت، زمانی خداوند از ما عبودیت و بندگی میخواهد و شریعتی را قرار میدهد, تا ما آن عبودیت را انجام دهیم و به قرب الهی و عالم نور برسیم؛ در قلب ما انکشاف نور شود و در مقابل انوار عالم غیب، "إنشراح صدر" پیدا کنیم؛ اما زمانی لطف و جذبهی حق و عنایتش، بنده را به سوی قرب میکشاند. این زمان، همان ماه رجب است. میفرماید:
"لو علم المدبرون عنّی کیف اشتیاقی بهم... لماتوا شوقاً"
[اگر آنهایی که از من رو برمیگردانند, میدانستند من چه اشتیاقی به آنان دارم، هر آیینه از شوق میمردند.]
خوب این خدا با آن عظمت و بینیازی و بزرگیاش، برای بزرگ کردن ما کوچکها، برای عزت دادن به ما ذلیلها, برای غنی کردن ما فقیرها و برای آسان کردن راه ما که باید با مجاهدت و بندگی راهمان را طی کنیم, در ماه رجب پایین میآید.