شب قدر شب طلب - آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

شب قدر شب طلب
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ امرداد ۱۳۸٩
 

شناخت خود در آیینه‌ی «جوشن کبیر» قسمت دوم

مطلوب حقیقی ما اوست. او که هم ما را آیینه‌ی خود کرده و هم خود را آیینه‌ی ما، تا ذات خود را در آن آیینه بشناسیم.

"فهو مِرآتک فی رؤیة نفسک و أنت مرآته فی رؤیة أسمائه و ظهور أحکامه"

[پس او آیینه‌ی توست در رؤیت نفست و تو آیینه‌ی اویی در دیدن اسماء و ظهور احکامش.]

خداوند برای اینکه خود را نشان دهد، تمام هستی را آیات و نشانه‌های خود کرده است.

در داستان حضرت یوسف7 آمده است: پس از آنکه زلیخا عاشق یوسف شد، به هر طریقی طنّازی می‌کرد تا یوسف نگاهش کند؛ اما موفّق نمی‌شد. از این رو دستور داد تمام قصر را آیینه‌کاری کنند، تا یوسف به هر طرف رو کند، او را ببیند!


حضرت حق‌تعالی نیز از شدت شوقی که به ظهور صفاتش دارد، تمام هستی را آیینه‌کاری کرده و خط و خال خود را در آیینه‌ی این و آن نشان داده، تا مردم به کمال وجودیِ خود برسند و لذّت وجود، کمال و زیبایی را بچشند؛ در حالی که خود، هیچ نیازی به ما ندارد.

همچنان حجره زلیخا، پر صوَر
چون‌که‌یوسف سوی او می‌ننگرید
تا به هر سو بنگرد آن خوش‌عذار
بهر دیده روشنان یزدانِ فرد
تا به هر حیوان و نامی ننگرد
بهر این فرمود با آن أصبحوا

از عطش گر در قدح، آبی خوری
آن‌که عاشق نیست، او در آب در
صورت عاشق، چو فانی شد در او

تا کند یوسف به ناگاهش نظر
خانه‌را پر نقش خود کرد از مَکید
روی او را بیند او بی‌اختیار
شش جهت را مظهر آیات کرد
از ریاض حُسن ربّانی چرَد
حیث وَلَّیتم فثَمّ وجهه
[1]
در درون آب، حق را ناظری
صورت خود بیند ای صاحب‌بصر
پس‌در آب اکنون که را بیند؟ بگو

مولا علی7 نیز می‌فرمایند:

"الحمدلله المتَجلّی لخَلقه بخَلقه."[2]

[سپاس خدایی را که با آفرینش خود، بر آفریدگانش تجلّی کرده است.]

خداوند در قرآن می‌فرماید:

"و إذا سألک عبادی عنّی فإنّی قریب، اُجیب دعوة الدّاع إذا دَعان، فلیَستَجیبوا لی و لیُؤمِنوا بی لعلّهم یَرشدون."[3]

[و هنگامی که بندگانم از تو درباره‌ی من می‌پرسند، (بگو:) من نزدیکم و دعای دعاکننده را اجابت می‌کنم، همان زمان که مرا می‌خواند! پس باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند؛ باشد که راه یابند.]

حال که او ما را می‌خواهد و چنین مشتاقمان است، پس ما نیز او را طلب کنیم!



[1] - اشاره به سوره‌ی بقره، آیه‌ی 115؛ به هر طرف، رو کنید، وجه اوست.

[2] - نهج البلاغه، خطبه‌ی 108

[3] - سوره‌ی بقره، آیه‌ی 186


 
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet