چگونه از آرزو به طلب برسیم؟(قسمت دوم)
خداوند در قرآن کریم میفرماید:
"قالت الیهود و النصاری نحن أبناء الله و أحبّائه"
[یهودیان و مسیحیان گفتند: ما فرزندان خدا و دوستان او هستیم.]
این آیه, از قوم یهود و حالات آنان سخن میگوید، که چگونه ادعای عشق, جذبه, محبّت و ولایت خدا میکردند! زیرا حضرت موسی7 آن قدر روزنههایی از زیباییهای خداوند به آنان نشان داده بود، که فکر میکردند به خدا شوق پیدا کردهاند. آنها میگفتند: ما دوستان، برگزیدگان و محبوبان خدا هستیم, که او ما را دوست دارد و ما هم او را؛ ولی در عین حال, آرزوهای طولانی هم داشتند، چنانکه:
"یوَدّ أحدهم لو یُعمّر ألف سَنة"
[هر یک از ایشان آرزو دارد, هزار سال عمر کند!]
خداوند به پیامبر9 میفرماید:
"قل یا أیها الذین هادوا إن زعَمتم أنّکم أولیاء لله مِن دون النّاس فتمنَّوا الموت إن کنتم صادقین و لایتمنَّونه أبداً بما قدّمَت أیدیهم"
[بگو: ای یهودیان, اگر میپندارید شما دوستان خدا هستید, نه سایر مردم؛ پس آرزوی مرگ کنید, اگر راست میگویید! ولی آنان به خاطر اعمالی که از پیش فرستادهاند، هرگز تمنّای مرگ نمیکنند.]
یعنی ای مدّعیان عشق و محبت خدا, اگر ادعا میکنید که عاشقید و روزنههای نور به رویتان باز شده, اولین قدم، آن است که از هوی، امیال و آرزوهای خود بمیرید. اگر در این عشق، صادق هستید, تمنّای مرگِ آرزوها, خواستها و خودیهایتان را کنید!
پس سالک, به محض اینکه عاشق شد, پاسبان حرم دل میشود و اضافات را از آن بیرون میریزد.
|
یک شب دل سودایی، میرفت به بستانها
|
|
بیخویشتنـم کردی، بوی گل و ریحـانها
|
|
گه نعره زدی بلبل, گه جامه دریـدی گل
|
|
چـون یـاد تو افتـادم, از یـاد برفـت آنها
|
|
ای مهر تو در دلها, وی مُهر تو بر لبها
|
|
ای شور تو در سرها, وی سرّ تـو در دلها
|
|
|
|
تا عهد تو دربستـم, عهـد همه بشکستـم
|
|
بعد از تو روا باشـد, نقـض همه پیـمانها
|
|
تا خار غـم عشقت, بنـشسـته به دامانـم
|
|
کـوتـهنظـری باشـد, رفتـن به گلـستـانها
|
|
گر در طلبت رنجی, ما را برسـد، شاید!
|
|
چون عشق حرم باشد سهل است بیابانها
|
باید تمام آرزوهایی را که غل و زنجیر شده و به انسان عینیت داده است -از اموال, ازواج, اولاد, اقوام, مساکن, تجارت و...- را در وجود از یاد برد.
"و مِن النّاس مَن یتّخذ مِن دون الله أنداداً یحبّونهم کحبّ الله و الذین آمنوا أشدّ حبّاً لله"
[و برخی از مردم, معبودانی جز خداوند میگیرند و آنها را همچون خدا دوست میدارند؛ اما آنان که ایمان آوردند, عشقشان به خدا شدیدتر است.]
باید تمام محبوبها را کنار زد، دل را یکدله کرد و فهمید در این راه, حتّی خارِ جفا و جلال یار, بهتر از وفا و جمال غیر است!
|
در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم
|
|
سرزنشها گر کند خار مغیلان, غم مخور
|