... - آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

آنجا که نام مهدی نیست , قرار نه , فرار باید کرد...

قراره تو این وبلاگ هر کی که اهل دله, هر کی که درک میکنه این درد کهنه ی انتظارو و هر کی که میسوزه به غربت مولاش , سهم داشته باشه و تلنگری باشه واسه ظلمت زده هایی مثل من که تو سیر نزول از تاریخ انسانیتشون گسسته ان و این سایه ی پوچ پر خروش دنیا به بصیرت قلبشون مهر زده طوری که نمی بیند اونچه ولی بر حق خدا می بینه و نمی شنوند آنچه را که او می شنود...

...
نویسنده : فاطمه صارمی - ساعت ۳:٠٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ مهر ۱۳۸٩
 

وتو آن قاصدکی که در آن بحبوحه ی تار خیال،

تا فراچهره ی صبح... تا سحرگاه امید ؛

می کشاند دل این مرده ی زار...

وتو آن قاصدکی که سحرگاه وصال این دل خسته ی بی رونق را

به سرآغاز نگاهی معصوم، پاک می بازد...

******************************************

و اکنون همانطور که قول داده بودم به درخواست دوستان می پردازم به شرح و تفسیرعینک:

مخاظب شعر همونطور که تا حدود زیادی روشنه حضرت حجت (عج) هستند که به قاصدک معبر آرزوها تشبیه شدند و تنها امید ما برای رسیدن به سحرگاه...

بحبوحه ی تار خیال ، این آخرالزمان پوچ و لعنتیه که ما با یه قلب مرده گرفتارش شدیم...و تو این همه ظلمت تنها نقطه ی امیدمون سحرگاه وصال مولاست بلکه با جزبه ی نگاهش دوباره زنده بشیم... 


 
comment نظرات ()
 
 




Design : LearningBet