رجب شهرالله

یحیی بن معاذ -که یکی از اولیاء خدا در زمان حضرت رسول اکرم-صلی‌الله‌علیه‌وآله‌- بود و مقام خاصی داشت- وقتی آیه‌ی "فقولا له قولاً لیّناً" را می‌خواند، خودش منقلب می‌شد و به خدا خطاب می‌کرد:

"هذا رِفقُک بمَن یدّعِ الرّبوبیة, فکیف رفقک بمن یدّع العبودیة؟"[1]

[خدایا! این رفق و محبت و مهربانی تو برای کسی است که ادعای ربوبیت می‌کند؛ تو با کسی که ادعای عبودیت می‌کند، چه می‌کنی؟]

وقتی خداوند در ماه رجب جنگ با دشمن را حرام می‌کند، ببینید با دوستی که می‌خواهد در معرض وزش‌ها و نسیم‌های جان‌بخش و نفحه‌های خاص الله قرار بگیرد, چه می‌کند؟

"هذا رفقک لمن آذاک, فکیف رفقک لمن یؤذی؟"

[این رفق و لطف و محبت تو در مقابل کسی است که تو را آزار می‌دهد؛ پس با کسی که در راه تو اذیت می‌بیند، چکار می‌کنی؟]

"هذا رفقُک لمن جحدک، فکیف رفقک لمن وحّدک؟"

[این محبت تو برای کسی است که با تو به مقابله برخاسته؛ پس با آن کس که موحد است, چه می‌کنی؟]

در هر صورت، زمانی خداوند از ما عبودیت و بندگی می‌خواهد و شریعتی را قرار می‌دهد, تا ما آن عبودیت را انجام دهیم و به قرب الهی و عالم نور برسیم؛ در قلب ما انکشاف نور شود و در مقابل انوار عالم غیب، "إنشراح صدر" پیدا کنیم؛ اما زمانی لطف و جذبه‌ی حق و عنایتش، بنده را به سوی قرب می‌کشاند. این زمان، همان ماه رجب است. می‌فرماید:

"لو علم المدبرون عنّی کیف اشتیاقی بهم... لماتوا شوقاً"

 [اگر آن‌هایی که از من رو برمی‌گردانند, می‌دانستند من چه اشتیاقی به آنان دارم، هر آیینه از شوق می‌مردند.]

خوب این خدا با آن عظمت و بی‌نیازی و بزرگی‌اش، برای بزرگ کردن ما کوچک‌ها، برای عزت دادن به ما ذلیل‌ها, برای غنی کردن ما فقیرها و برای آسان کردن راه ما که باید با مجاهدت و بندگی راهمان را طی کنیم, در ماه رجب پایین می‌آید.


[1]- تفسیر مجمع‌البیان، شیخ طبرسی، ج 7، ص 24

/ 13 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد جواد

سلام با موضوع حجا ب منتظر شما هستم بسم الله

الووووووووووو کجایید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فرستادین ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من دارم کامپیوتر رو میدم سرویس کنن ندادین؟؟؟؟؟/

خوب من خیلی دوست داشتم نامه ها رو ببینم ولی مثل اینکه نامه ای وجود نداره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! من برای دعوت ایشون برای همایش دانشگاه خیلی تلاش کردم ولی اسم ایشون تو لیست نهاد رهبری نبود و نشد که بیان .... منم شماره ی فکس دانشگاه رو دادم که قبل خودم مسئولین فرهنگی دانشگاه ببینن و باور کنن که ایشون صلاحیت سخنرانی دارن که نمی دونم چرا شما همکاری نکردین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دیگه حرفی نمونده فاطمه و پارامیس خداحافظ .........[خداحافظ]

در دورانی که فکر می کردم صلاحیت دارن می خواستم دعوتشون کنم که نشد ..... شماره رو گفتم که واسه دانشگاهه .... نامه ی آقا سید علی کاغذ بی ارزش نیست ...... شما چرا میگین در خدمتین ولی وقتی از شما می خوام که یه نامه برام بفرستین میگین بیا تهرا ن بگیر ....

منم نامه ی سازمان فرق و مذاهب رو می تونم بهت بدم که خیلی واضح میگم مسئولین جلسه اجازه ندادن که نامه رو بیاریم بیرون...

ممنون که گفتی در توانت نیست که نامه رو بدی چون جوری گفتی شماره بده که من گفتم یک ساعته می فرستی !!! من اون چیزی رو که نهاد دولتیه وابسته به آقا ارائه دادن رو بهت گفتم سازمانه فرق و مذاهب ... به خلوصه خودت قبل از ورود به این موسسه با الانت نگاه کن اگه آقا رو دوست داشتی واسه خودش بود ولی الاه همون چیزی رو دوست داری که ایشون دوست داره ( اگه این طور نیست مواظب باش که نشه )ایشون انسانه وجایز الخطا نکنه یه بار به خاطردوست داشتن ایشون از یه باطلی خوشت بیاد !!! دیگه الان خیلی واضحه که در انتخابات هدف از طرح تقلب چی بوده ...به حرف های آقا سید علی بیشتر دقت کن (دوستانه میگم ) حق مثل روز روشنه (حدیث اما باقر رو که شنیدی ؟؟؟)مواظب باش که نکنه به خاطر وابستگی به کسی از دیدن روز روشن محروم بشی

منظورم از اینکه می تونم نامه رو بهت بدم این بود که می تونستم بهت بدم . الحمدولله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لو لا ان هدا نا الله ان شائ الله واقعا بتونیم هدایت شدن به ولایت علی (ع) رو شکر بگیم ..................................................................

سامرا

خیلی خیلی مطالبت قشنگه دست مریضا بازم بنویس .