شب قدر شب طلب...

مخصوصاً در این شب‌ها باید قدری از بُعد حیوانی خارج شویم و طالب بُعد انسانی خود باشیم، تا به درد وجودمان و درمان آن پی ببریم. باید برای رهایی از درد دوری از بعد انسانی‌مان، قدری از فضای شهوت، غضب، وهم و خیال خارج شویم و از خواست‌ها و آرزوهای بُعد حیوانی عبور کنیم.

زمان به سرعت می‌گذرد و ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، به سوی ابدیّت و ملاقات حق می‌رویم.

"یا أیّها الإنسان، إنّک کادح إلی ربّک کدحاً فمُلاقیه."[1]

[ای انسان، به درستی که تو با رنج و تلاش به سوی پروردگارت می‌روی، سپس او را ملاقات می‌کنی.]

بنابراین پیش از آنکه دیر شود، باید با عبور از عالم طبع، به عوالم برتر وجودمان یعنی قلب، سرّ، خفی و اخفا باریابیم.

بر این اساس اگر از بعد حیوانی‌مان -که غضب، شهوت، وهم و خیال است- بیرون آییم، می‌بینیم کشش وجود ما بی‌نهایت است و فیض خداوند هم بی‌نهایت؛ لیله‌ی قدر هم، شب ریزش این فیض بی‌نهایت است.

"تنزّل الملائکة و الروح فیها بإذن ربّهم مِن کلّ أمر."[2]

[در آن شب، ملائکه و روح، به اذن پروردگارشان از هر امری نازل می‌شوند].

پس باید وجود را از محدودیت خارج کنیم و در معرض این فیض بی‌انتها قرار دهیم؛ چنین نباشد که فردا وقتی پرده‌ها کنار رفت، ببینیم از این خیر کثیر فقط قطره‌ای برای برآورده شدن حاجات دنیای فانی‌مان گرفته‌ایم؛ که در آن صورت، مغبون شده‌ایم. زیرا چنان‌که گفتیم، رزق ما در این دنیا تعیین و تأمین شده است و اگر اصولی پیش برویم، در این زمینه هیچ مشکلی نداریم. آنچه که باید با بهره‌گیری از این خیر به دست آوریم، روزی انسانی‌مان است.  

چه شکرهاست در این شهد که قانع شده‌اند

شاه‌بازان طریقت، به شکار مگسی؟!               

 


[1] - سوره‌ی انشقاق، آیه‌ی 6

[2]- سوره‌ی قدر، آیه‌ی 4

/ 2 نظر / 14 بازدید
علی

سلام صحبت شما درسته اما ما مکلف به وظیفه ایم

علی

سلام صحبت شما درسته اما ما مکلف به وظیفه ایم